مولا
امير دریادار قادرپناه :
پنجمين ناوگروه دريايي ارتش اوايل بهمن به خليج عدن اعزام ميشود.

مصاحبه با میخائیل سیمونف طراح Su-27

(Mikhail Simonov)
میخائیل سیمونوف، طراح جنگنده Su-27 و Su-30، در مدت 50 سال گذشته از جمله مطرح ترین طراحان هواپیما بوده است. امسال او هشتادمین سالگرد تولد خود را جشن میگیرد. Su-27 او که همانند AK-47 ساخت آقای کالاشنیکف مشهور و خوشنام میباشد نه تنها به عنوان بهترین جنگنده قرن 20ام معرفی شده بلکه باعث گردیده تا میلیاردها دلار به اقتصاد روسیه کمک شود.

( ادامه مطلب را ببینید... به همراه تعدادی عکس از Su-27 )
سوخو 35 ؛ جنگنده بی رحم
Sukhoi Su-35
مقدمه
در اواسط دهه 70 میلادی با ارائه جنگنده های F-15 و F-16 توسط ایالات متحده درست در اوج جنگ سرد خلبانان بلوك شرق عملا برتری هوایی خود را نسبت به غرب از دست دادند تا اینكه در دهه 80 میلادی با معرفی دو جنگنده جدید و بسیار توانای شوروی یعنی Su-27 و Mig-29 دوباره موازنه قدرت در آسمان ها ایجاد شد. جنگنده های Su-27 و Mig-29 حتی در مواردی توانستند بسیار بهتر از رقبای غربی خود عمل كنند.
با طراحی و ساخت این دو جنگنده و مهمات و تسلیحات آنها یك جهش تكنولوژی بسیار بزرگ در صنعت هوانوردی اتحاد جماهیر شوروی رخ داد و فصل جدیدی در ساخت جنگنده های كارا و مدرن در این كشور آغاز شد.
تا قبل از ساخت Su-27 و Mig-29 واقعا روس ها حرف جدی برای گفتن در ساخت جنگنده ها و بخصوص تسلیحات آن ها نداشتند. برای نشان دادن این ضعف می توان به تجهیز جنگنده های روسی كشور عراق به موشك های فرانسوی برای افزایش كارایی در جنگ با ایران اشاره كرد.
Su-27 كه در غرب با نام Flanker از آن یاد می شود توانست در میان رقبای خود چه روسی و چه آمریكایی حرف اول را بزند و برای مدت ها با ابهت در آسمان ها فرمانروایی كند.
Su-27 از آیرودینامیك و طراحی بدنه ی فوق العاده ای بهره می برد. این آیرودینامیك و طراحی خاص توانایی فوق مانورپذیری را به Su-27 می دهد در واقع Flanker در زمان خود و در حال حاضر یكی از مانورپذیرترین جنگنده هاست....
سخنان اخیر مایک مولن، رئیس ستاد ارتش آمریکا در اندیشکده مطالعات خاور نزدیك واشنگتن درباره حمله به ایران؛ هنوز مورد توجه تحلیلگران و محافل سیاسی غرب قرار دارد.
به گزارش الف به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، دریاسالار مایک مولن در سخنان خود خاطر نشان کرد که دیپلماسی در موضوع برنامه هسته ای ایران امری حیاتی و سرنوشت ساز است و هرگونه حمله به ایران می تواند اقدامی " بسیار بسیار بی ثبات کننده" باشد و پیامدهای غیرمنتظره ای برای خاورمیانه به همراه داشته باشد.
وی سپس نتیجه گرفت: بنابراین گزینه دیپلماسی و گفتگو در قبال برنامه هسته ای ایران بسیار حیاتی و سرنوشت ساز محسوب می شود.
این مقام ارشد نظامی آمریکا با این حال گفت که ارتش آمریکا به رغم حضور در دو جنگ عراق و افغانستان برای هر نوع پیشامدی در مورد ایران آماده است.
مولن گفت: یكی از موضوعاتی مهم آن است كه نه فقط آمریكا بلكه مجامع بین المللی به صورت گروهی، دیپلماتیك و سیاسی؛ به تمركز خود برای جلوگیری از حصول این دو پیامد (عدم حمله به ایران و عدم دستیابی ایران به تسلیحات هستهای) ادامه دهند.
رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا خاطر نشان کرد که وی نگران پیامدهای غیرمنتظره ناشی از هرگونه حمله به ایران است. وی گفت: با حمله به ایران بخشی از جهان بی ثبات خواهد شد که این موضوع نتیجه خطرناکی برای جهان به همراه دارد.
مولن در ادامه تصریح کرد که به دقت نظاره گر حوادث اخیر در ایران بوده است.
این بخش از عبارات رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا بیشتر مورد توجه واقع شده است که گفت: ما برای مدت زمان زیادی بر روی ایران تمركز جدی داشتهایم و نسبت به حوادث بالقوهای كه ممکن است در ایران روی دهد، آگاهی داریم و می دانیم که ناآرامی های تهران ادامه خواهد داشت.
این اظهارات رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در حالی منتشر شده است که کاخ سفید اعلام کرده که قصد دارد تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کند. آمریکا برای رسیدن به هدفش در اعمال این تحریم های سخت تر به موافقت چین و روسیه نیاز دارد که به نظر نمی رسد این دو کشور با دور جدید تحریم ها علیه ایران موافقت کنند.
پیشتر سه دور تحریم علیه ایران به تصویب سازمان ملل و قدرتهای جهان رسیده بود اما اکثر کارشناسان معتقدند که اعمال این نوع تحریم ها علیه ایران تاکنون ناکام بوده و هیچ نتیجه چشمگیری به همراه نداشته است.
پیشتر رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا نیز از گزینه دیپلماسی در قبال موضوع هسته ای ایران حمایت و با هرگونه حمله نظامی به ایران مخالفت کرده بود.
آورده اند که ...
گویند که با نام تو مجنون گم شد
در چشم توآفتاب گردون گم شد
من می گویم ستاره ای بود شهید
پیدا شد و چرخی زد و در خون گم شد
در پي سانسور شدید کليپ هاي مسلمانان و ايرانيان و آزاديخواهان جهان در سايت صهيونيستي يوتيوب جوانان آزاديخواه ايراني اقدام به راه اندازي سايتي با نام http://4visit.com نمودند تا جلوي سانسور شديدي که سايت هاي صهيونيستي آمريکايي بر مردم جهان تحميل کردند را گرفته و بوسيله فيلم ها و کليپ هاي عموم مردم جهان و بخصوص ايران بتوانند چهره واقعي اسلام و ايراني اسلامي و دشمنان را نشان دهند و محيطي آزاد را براي بيان عقايد تمام گروه ها و دسته ها فراهم نمايند.
امکانات سايت 4visit :
- عضويت تمامي کاربران از کشورهاي مختلف و ارائه
محيطي جهت مديريت بخش خصوصي کاربران
- ايجاد گروه هاي کاربري
- آلبوم کليپ
هاي کاربران با موضوعات گوناگون
- آپلود انواع کليپ با فرمت
هاي مختلف توسط کاربران
- توانايي دانلود کليپ ها
- توانايي
ارسال کليپ ها به ايميل دوستان
- توانايي ارسال نظر و راي به کليپ ها
-
سرعت بالا در لود نمودن کليپ ها
- دسته بندي
موضوعي کليپ ها
- جستجوي يک کليپ با موضوعي خاص
- امکان علامت گذاري
کليپ هاي مورد علاقه
- اهدا جوايز ويژه به کاربران فعال
از تمامي دوستان دعوت ميشود با عضويت در اين سايت فايل هاي ويدئويي خود را براي عموم به نمايش بگذارند.
دکتر عبدالصمد خرم آبادي دبيرکارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه ضمن تشريح وظايف اين کارگروه اظهار داشت: کارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه "موضوع ماده 22 قانون جرايم رايانه اي"، مبادرت به احصاء فهرست مصاديق محتواي مجرمانه فضاي مجازي نموده است .
به گزارش پايگاه اطلاع رساني دادستاني کل کشور ، دبيرکارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه ضمن اعلام اين مطلب افزود: اين کارگروه که بموجب قانون جرايم رايانه اي در محل دادستاني کل کشور و به رياست دادستان کل کشور تشکيل گرديده، پس از طي جلسات متعدد کارشناسي با حضور نمايندگان دستگاههاي ذيربط، فهرستي را در 5 فصل مشتمل بر محتواي عليه عفت و اخلاق عمومي ـ محتواي عليه مقدسات اسلامي ـ محتواي عليه امنيت و آسايش عمومي ـ محتواي عليه مقامات و نهادهاي دولتي و عمومي ـ محتواي که براي ارتکاب جرايم رايانه اي و ساير جرايم به کار مي رود، منتشر نمود؛
خرم آبادي گفت: بر اساس قانون، اعضاي کارگروه مرکب از وزارتخانه هاي ارتباطات و فناوري اطلاعات ـ اطلاعات ـ فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ آموزش و پرورش ـ سازمان تبليغات ـ ناجا ـ صدا و سيما و...) در راستاي وظايف و مأموريتهاي ذاتي خود مکلف به ايجاد سامانه رصد فضاي مجازي در دستگاه متبوع خود بوده و همچنين کليه ارائه دهندگان خدمات دسترسي و ميزباني نيز مکلف خواهند بود چنانچه با يکي از مصاديق مصرحه در اين فهرست مواجه شدند ، بلافاصله مراتب را به دبيرخانه مستقر در دادستاني کل کشور از طريق سايت دادستاني به آدرس www.dadsetani.ir يا آدرس الکترونيکي dadsetani@dadsetani.ir اعلام نمايند.
وي در ادامه افزود: رعايت مقررات فهرست مصاديق محتواي مجرمانه براي ارائه دهندگان خدمات دسترسي و ميزباني و کليه کاربران در فضاي مجازي لازم است و در صورت تخطي طبق مقررات برخورد خواهد شد.
خرم آبادي گفت: دبيرخانه کارگروه با بررسي گزارشات واصله نسبت به مجرمانه بودن يا نبودن، تصميم نهايي را اتخاذ و در صورت احراز محتواي مجرمانه نسبت به پالايش ( فيلتر) اقدام خواهد نمود و مراتب توسط دبيرخانه به مراجع قضائي ذيربط جهت تعقيب کيفري مقتضي اطلاع داده خواهد شد.
دبير کارگروه در پايان اين گفت و گو تعيين مصاديق محتواي مجرمانه در ادامه فهرست مصاديق محتواي مجرمانه را به شرح ذيل تبيين کرد :
الف) محتواي عليه عفت و اخلاق عمومي
1ـ اشاعه فحشاء و منکرات ( بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات(
2ـ تحريک، تشويق، ترغيب، تهديد يا دعوت به فساد و فحشاء و ارتکاب جرايم منافي عفت يا انحرافات جنسي ( بند ب ماده 15 قانون جرايم رايانه اي و ماده 649 قانون مجازات اسلامي(
3ـ انتشار، توزيع و معامله محتواي خلاف عفت عمومي( مبتذل و مستهجن) بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات و ماده 14 قانون جرايم رايانه اي(
4ـ تحريک، تشويق، ترغيب، تهديد يا تطميع افراد به دستيابي به محتويات مستهجن و مبتذل ( ماده 15 قانون جرايم رايانه اي(
5ـ استفاده ابزاري از افراد( اعم از زن و مرد) در تصاوير و محتوي، تحقير و توهين به جنس زن، تبليغ تشريفات و تجملات نامشروع و غير قانوني( بند 10 ماده 6 قانون مطبوعات(
ب) محتواي عليه مقدسات اسلامي
1ـ محتواي الحادي و مخالف موازين اسلامي( بند 1 ماده 6 قانون مجازات اسلامي(
2ـ اهانت به دين مبين اسلام و مقدسات آن ( بند 7 ماده ماده 6 قانون مجازات اسلامي و ماده 513 قانون مجازات اسلامي(
3ـ اهانت به هر يک از انبياء عظام يا ائمه طاهرين (ع) يا حضرت صديقه طاهره (س) ( ماده 513 قانون مجازات اسلامي(
4ـ تبليغ به نفع حزب، گروه يا فرقه منحرف و مخالف اسلام ( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)
5ـ تبليغ مطالب از نشريات و رسانه ها و احزاب و گروههاي داخلي و خارجي منحرف و مخالف اسلام به نحوي که تبليغ از آنها باشد (بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)
6ـ اهانت به امام خميني(ره) و تحريف آثار ايشان (ماده 514 قانون مجازات اسلامي)
7ـ اهانت به مقام معظم رهبري (امام خامنه اي) و ساير مراجع مسلم تقليد ( بند 7 ماده 6 قانون مطبوعات)
ج) محتواي عليه امنيت و آسايش عمومي
1ـ تشکيل جمعيت، دسته، گروه در فضاي مجازي(سايبر) با هدف برهم زدن امنيت کشور (ماده 498 قانون مجازات اسلامي)
2ـ هر گونه تهديد به بمب گذاري ( ماده 511 قانون مجازات اسلامي)
3ـ محتوايي که به اساس جمهوري اسلامي ايران لطمه وارد کند ( بند 1 ماده 6 قانون مطبوعات)
4ـ انتشار محتوي عليه اصول قانون اساسي ( بند 12 ماده 6 قانون مطبوعات)
5ـ تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران( ماده 500 قانون مجازات اسلامي)
6ـ اخلال در وحدت ملي و ايجاد اختلاف ما بين اقشار جامعه به ويژه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي( بند 4 ماده 6 قانون مطبوعات)
7ـ تحريک نيروهاي رزمنده يا اشخاصي که به نحوي از انحاء در خدمت نيروهاي مسلح هستند به عصيان، فرار، تسليم يا عدم اجراي وظايف نظامي ( ماده 504 قانون مجازات اسلامي)
8ـ تحريص و تشويق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالي عليه امنيت، حيثيت و منافع جمهوري اسلامي ايران در داخل يا خارج از کشور(بند 5 ماده 6 قانون مطبوعات)
9 ـ تبليغ به نفع گروهها و سازمانهاي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران( ماده 500 قانون مجازات اسلامي)
10- فاش نمودن و انتشار غير مجاز اسناد و دستورها و مسايل محرمانه و سري دولتي و عمومي ( بند 6 ماده قانون مطبوعات و مواد 2 و 3 قانون مجازات انتشار و افشاي اسناد محرمانه و سري دولتي و ماده 3 قانون جرايم رايانه اي)
11ـ فاش نمودن و انتشار غير مجاز اسرار نيروهاي مسلح (بند 6 ماده قانون مطبوعات)
12ـ فاش نمودن و انتشار غير مجاز نقشه و استحکامات نظامي( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)
13ـ انتشار غير مجاز مذاکرات غير علني مجلس شوراي اسلامي ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)
14ـ انتشار بدون مجوز مذاکرات محاکم غير علني دادگستري و تحقيقات مراجع قضايي ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)
د) محتواي عليه مقامات و نهادهاي دولتي و عمومي
1ـ اهانت و هجو نسبت به مقامات، نهادها و سازمان حکومتي و عمومي( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و مواد 609 و 700 قانون مجازات اسلامي)
2ـ افترا به مقامات، نهادها و سازمان حکومتي و عمومي( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و 697 قانون مجازات اسلامي)
3ـ نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومي عليه مقامات، نهادها و سازمان هاي حکومتي( بند 11 ماده 6 قانون مطبوعات و 698 قانون مجازات اسلامي)
ه ) محتوايي که براي ارتکاب جرايم رايانه اي و ساير جرايم بکار مي رود
1ـ انتشار يا توزيع و در دسترس قرار دادن يا معامله داده ها يا نرم افزارهاي که صرفاً براي ارتکاب جرايم رايانه اي به کار مي رود(ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)
2ـ فروش، انتشار يا دردسترس قرار دادن غير مجاز گذر واژه ها و داده هايي که امکان دسترسي غير مجاز به داده ها با سامانه هاي رايانه اي يا مخابراتي دولتي يا عمومي را فراهم مي کند( ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)
3ـ انتشار يا در دسترس قراردادن محتويات آموزش دسترسي غير مجاز، شنود غير مجاز، جاسوسي رايانه اي، تحريف و اخلال در داده ها يا سيستم هاي رايانه اي و مخابراتي.( ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)
4ـ آموزش و تسهيل ساير جرايم رايانه اي( ماده 21 قانون جرايم رايانه اي)
5ـ انجام هر گونه فعاليت تجاري و اقتصادي رايانه اي مجرمانه مانند شرکت هاي هرمي( قانون اخلال در نظام اقتصادي کشور و ساير قوانين)
6ـ انتشار ويروس دهي بازي هاي رايانه اي داراي محتواي مجرمانه( مواد مختلف قانون مجازات اسلامي و قانون جرايم رايانه اي)
7ـ انتشار فيلتر شکن ها و آموزش روشهاي عبور از سامانه هاي فيلترينگ ( بند ج ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)
8ـ تبليغ و ترويج اسراف و تبذير ( بند 3 ماده 6 قانون مطبوعات)
9ـ انتشار محتواي حاوي تحريک، ترغيب، يا دعوت به اعمال خشونت آميز و خودکشي( ماده 15 قانون جرايم رايانه اي)
10ـ تبليغ و ترويج مصرف موادمخدر، مواد روان گردان و سيگار( ماده 3 قانون جامع کنترل و مبارزه ملي با دخانيات 1385)
11ـ باز انتشار و ارتباط( لينک) به محتواي مجرمانه تارنماها و نشاني هاي اينترنتي مسدود شده، نشريات توقيف شده و رسانه هاي وابسته به گروهها و جريانات منحرف و غير قانوني
12ـ تشويق، تحريک و تسهيل ارتکاب جرائمي که داراي جنبه عمومي هستند از قبيل اخلال در نظم، تخريب اموال عمومي، ارتشاء، اختلاس، کلاهبرداري، قاچاق موادمخدر، قاچاق مشروبات الکلي و غيره( ماده 43 قانون مجازات اسلامي)
13ـ انتشار محتوايي که از سوي شوراي عالي امنيت ملي منع شده باشد .
14ـ تشويق و ترغيب مردم به نقض حقوق مالکيت معنوي ( ماده 1 قانون حمايت از حقوق پديد آورندگان نرم افزارهاي رايانه اي و ماده 74 قانون تجارت الکترونيکي)
15ـ معرفي آثار سمعي و بصري غير مجاز به جاي آثار مجاز. ( ماده 1 قانون نحوه مجازات. اشخاصي که در امور سمعي و بصري فعاليت غير مجاز دارند)
16ـ عرضه تجاري آثار سمعي و بصري بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي( ماده 2 قانون نحوه مجازات اشخاصي که در امور سمعي و بصري فعاليت غير مجاز دارند .)
گروهك موسوم به انجمن پادشاهي ايران ترور مسعود عليمحمدي استاد فيزيك دانشگاه تهران را بر عهده گرفت.
اعضاي انجمن پادشاهي ايران در جريان فتنههاي پس از انتخابات 22 خرداد نيز با ورود به كشور در تخريب اموال عمومي و اغتشاش نقش داشتند.
اعضاي اين انجمن ضمن حضور در اغتشاشات، وظيفه آموزش شيوه ساخت كوكتل مولوتف و آتش زدن اماكن عمومي را به اغتشاشگران بر عهده داشتند كه در جريان دادگاه افشا شد.
انجمن پادشاهي ايران طي اطلاعيهاي با تأكيد بر اينكه "ما با افتخار اعلام ميكنيم كه محاربيم، آري ما محاربيم "، ترور مسعود عليمحمدي از اساتيد دانشگاه تهران را به عهده گرفت.
در اطلاعيه اين گروهك آمده است كه محمدي در حوادث اخير به عنوان لباس شخصي نقش مؤثر و فعال داشته است. (!!)
مرگ بر منافقین به ایران اسلامی
ما پیروان خط رهبری نیز این حادثه تروریستی را به شدت محکوم میکنیم.

مرحوم مسعود علي محمدي كه صبح روز سه شنبه 22 دی ماه 88 در يك اقدام تروريستي کشته شد، استاد تمام دانشكده فيزيك دانشگاه تهران بود.
مسعود عليمحمدي در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتراي فيزيك دانشگاه تهران و تربيت معلم تدريس ميكرد، مرحوم عليمحمدي فارغالتحصيل مقطع دكتراي فيزيك از دانشگاه شريف در سال 1371 است.
اين استاد دانشگاه نويسنده تعدادي از مقالات علمي و پژوهشي است و راهنمايي و مشاوره پاياننامههايي را نيز در ارتباط با علم فيزيك برعهده داشته است.
عليمحمدي، يكي از برگزيدگان جشنواره بينالمللي خوارزمي در سال 86 و حائز رتبه دوم پژوهشهاي بنيادي بود. وي در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد به تدريس فيزيك كوانتومي و ذرات بنيادي اشتغال داشت.
از اين مرحوم مقالات متعددي در زمينه نظريه ميدانها و ذرات بنيادي بهجاي مانده است. تخصص اصلي اين استاد فيزيك دانشگاه تهران، ذرات بنيادي بود و با مؤسسه تحقيقات ذرات بنيادي نيز طي سالهاي 76 تا 80 همكاري داشت.
صبح روز سه شنبه اين استاد دانشگاه هنگام خروج از منزل بر اثر انفجار يك بمب جاسازي شده در يك موتورسيكلت ترور شد، دستگاههاي امنيتي و انتظامي اقدامات خود را براي شناسايي و دستگيري عوامل اين اقدام تروريستي آغاز كردهاند.
می خواهم از تو (1) بگویم ، از توئی كه ندیدمت ، می خواهم از تو بنویسم ، از توئی كه نشناختمت ، توئی كه وقتی ده ماه بیشتر نداشتم ، مانند پرستویی عاشق در بهاری دل انگیز كه همه چیز سر از خاك بیرون می آورد ، كوچ كردی وسر بر خاك نهادی . چه می گویم ؟ چه خاكی ؟ چه سر نهادنی ؟
نه... تو مانند پرستوی عاشقی كوچ كردی به شهری كه همه كوچه های آن رنگ و بوی شما را داشت . به شهری كه هر چه در آن بود عشق بود وشور ، نور بود و نور ، آخر می گویند همیشه به دنبال نشانه این شهر بودی . شهری كه روی نقشه نمی توان پیدایش كرد . برای همین در مناجاتت نوشتی :
" خدایا! همه جا دربه در دنبال تو می گردم و می دانم كه فقط با شهادت به تو خواهم رسید "
باباجان !
از من دلگیر نشو كه چرا نشناختمت ؟
آخر من كجا و خورشید كجا ؟
برای تفسیر شما باید كه عشق را دید ، باید كه عاشق را شناخت ، آخر می دانم كه از شما كم نوشته اند .
از شما ها خیلی گفته اند . می خواهم بگویم خیلی قریب بودید ، خیلی قریب هستید . دوست دارم داد بكشم ، فریاد بزنم و به همه بگویم ای آدم ها!
ای پرستو های عاشق !
ای دل سوخته ها !
ای درد هجران كشیده ها !
ای از راه مانده ها !
ای قلم به دست ها !
از پدرم بنویسید . از پرستوهایی كه كوچ كرده اند به شهر عشق و شهادت . از پدرهایمان . به خدا علم هایشان زمین مانده ! گرد خاك قلم ها را پاك كنید . به دست بگیرید عَلم هایشان را !
ای كسانی كه با پرستوها بودید ! چرا مهر سكوت بر لب زدید ؟
از آنها بنویسید ، آنهایی كه یك شبه ره صدساله پیمودند .
می گویند : " پدرم فاتح بود، فاتح سوسنگرد!"
می گویند : "در میدان نبرد چون شیر می جنگید ودر میدان دعا و راز و نیاز زاهدی بود كه ساعت ها سر به سجاده می گذاشت ."
می گویند :" غیر از خدا از هیچ چیز نمی ترسید . شجاع و دلاور بود ! "
می گویند : " قدم های محكم وآرامی داشت . نشان دار بی نشان بود . طالب شهرت نبود . "
می گویند : " خیلی به من علاقه داشت ، ولی دل به دنیا نمی داد . عاشق بود عاشق بسیج و بسیجی "
می گویند : " رفت كه من در شام غریبانش بنشینم تا بزم دیگران روشن شود."
باباجان !
غروبها بخصوص غروب جمعه خیلی احساس دل تنگی می كنم ، خیلی دوست دارم ببینمت ! ولی نه ...
خوشحالم كه نیستی تا ببینی بعضیها ، این خفاشان شب، این جغدهای شوم ، این دشمنان دوست نما چه ناله های دل خراشی را سر می دهند. خوشحالم که نیستی تا ببینی عده ای از انسانهای كور و كر در مقابل ایثار و فداكاری های شما ، چه علامت سئوالی گذاشته اند .
این روزها می شود درد غربت شما ها را در سوسنگرد لمس كرد . فقط خدایتان با شما بود و رهبرتان . الان هم فقط خدا با ماست و رهبرمان و همین ما را كفایت می كند .
ای كاش مزاری داشتی تا شب های جمعه به سراغت می آمدم و درد دل می كردم .
نه ... چه می گویم ؟ مگر عشق را می شود خاك كرد ؟ مگر سرخی عشق با سیاهی خاك در هم می آمیزد ، هیهات...!!
ما كجا و افلاك كجا ؟! باز بیایید داد بكشیم ، فریادكنیم كه :
" آی ادم ها ! آی شعرا! آی ادبا ! بیایید قلم هایتان را با مركب سرخ رنگ خون پركنید . حماسه ها رابه تصویر بكشید. بیایید به این نسل و نسل آینده نشان دهید كه پیرو حسین (ع) بودن یعنی چه ؟ بنویسید كه چگونه می شود غیر از خدا هیچ ندید !
بیایید پدرم را نه... ، پرستوها را ازاین قفس غربت آزاد كنید. بیایید مرهمی باشید برای زخمهای انقلاب كه از دست دوست و دشمن زخم خورده است . بیایید آب گوارای ایثار و فداكاری را به پای عشق بریزید تا بارور شود.
" بیایید برای شناساندن راهشان ، مقصدشان و مولایشان كاری كنیم . "
آیا این انتظار برای دل كوچك و رنج دیده من انتظاربی جایی است ؟ آیا توقع زیادی است كه می خواهم بدانم در شام غریبان چه كسی نشسته ام ؟
پدرم !
ای ستاره بدر من ، ای قهرمان زندگی من ، ای سفر كرده عشق ! ای كاش می دیدمت وای كاش می شناختمت !
دخترت حنانه
(1) شهید علی تجلائی از فرزندان سرافراز لشكر عاشورا بود كه در مسئولیتهای مختلف خدمت نمود از جمله مسئولیتهای وی فرماندهی سپاه سوسنگرد و مسئول آموزش نظامی سپاه بود وی در عملیات بدر درخشید و ستاره بدر گردید و به ملكوت اعلی پركشید . روح اش شاد راهش مستدام.
منبع :
جستجو گران نور
دید موسی یک شبانی را به راه کاو همی گفت: « ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم ، کنم شانه سرت
دستکت بوسم ، بمالم پایکت وقت خواب آید ، برویم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من ای به یادت هی هی و هی های من »
زین نمط بیهوده میگفت آن شبان گفت موسی:«با کی استت کی فلان؟»
گفت : « با آن کس که ما را آفرید این زمین و چرخ از او آمد پدید »
گفت موسی: « های ، خیره سر شدی خود مسلمان ناشده کافر شدی
ای چه ژاژ است و چه کفر است و فُشار؟ پنبه ای اندر دهان خود فِشار
چارق و پاتابه لایق مر تو راست آفتابی را ، چنین ها کی رواست
گرنبندی زین سخن تو حلق را آتشی آید بسوزد خلق را »
گفت: « ای موسی ، دهانم دوختی وزپشیمانی تو جانم سوختی »
جامه را بدرید و آهی کرد تفت سرنهاد اندر بیابان و برفت
وحی آمد سوی موسی از خدا بنده ی ما را زما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی
هر کسی را سیرتی بنهاده ام هرکسی را اصطلاحی داده ام
در حق او مدح و در حق تو ذم در حق او شهد و در حقّ تو سم
ما بری از پاک و ناپاکی همه از گران جانی و چالاکی همه
من نکردم خلق تا سودی کنم بلکه تا بر بندگان جودی کنم
خون ، شهیدان را زآب اولی تر است این خطا از صد صواب اولی تر است
ملت عشق از همه دین ها جداست عاشقان را ملت و مذهب خداست
لعل را گر مهر نبود باک نیست عشق را دریای غم ، غمناک نیست
بر دل موسی سخن ها ریختند دیدن و گفتن به هم آمیختند
چون که موسی این عتاب از حق شنید در بیابان در پی چوپان دوید
عاقبت دریافت او را و بدید گفت: « مژده ده که دستوری رسید
هیچ آدابی و ترتیبی مجو هر چه میخواهد دل تنگت بگو
مثنوی معنوی مولوی
"توهم" در ارتش آمريكا ادامه دارد...!

ژنرال ديويد پترائوس رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا در گفتوگو با سي.ان.ان ضمن تاكيد بر ديپلماسي و وضع تحريم براي مواجهه با برنامه هسته اي ايران گفت: اگر ستاد مشترك ارتش آمريكا براي احتمالات گوناگون از جمله حمله به تاسيسات هستهاي ايران طرح هايي اتخاذ نكرده باشد، به معني واقعي كلمه بي مسئوليتي است. قطعا مي توان تاسيسات اتمي ايران را بمباران كرد.
اظهاراتي از اين دست از سوي برخي مقامات نظامي آمريكا از آن جهت قابل
تأمل است كه مدتي است تحليل گران و سياستمداران غربي تصريح مي كنند گزينه
نظامي به دلايل گوناگون از روي ميز گزينه ها حذف شده است و ظاهراً مقامات
سياسي آمريكا به خاطر جبران اين ضعف به فرماندهان نظامي خود ديكته كرده
اند هر از چندگاهي به تهديد عليه ايران بپردازند تا عريضه خالي نماند.
البته بايد به سياق اظهارات آقاي پترائوس، خطاب به وي و مقامات
مافوقش مي توان گفت كه اگر بمباران تاسيسات اتمي ايران شدني است، غرق شدن
اتفاقي چند ناو بزرگ آمريكا در منطقه هم شدني است، به جهنم فرستادن چند ده
هزار سرباز آمريكايي در چند روز در منطقه نيز شدني است، به هوا فرستادن
پايگاه هاي آمريكا و... هم ايضاً شدني است.
فعلاً آمريكايي ها همين چند فلاكتي را كه در عراق و افغانستان زاييده اند، بزرگ كنند، پس از آن بيايند سراغ تهديد ايران!.
اشاره:
از مواردی كه برای تشخیص روحیه ی رزمندگان می تواند مورد توجه قرار گیرد، طنزهایی است كه نه از روی بیكاری یا تخصص! بلكه از روی صفای باطن حتی گاهی بی آنكه خود بخواهند طنزی بگویند، خلق شده ا ند و اتفاقاً صفایش هم به همان است. آنها هرگز مانند طنز پردازان برای خلق یك طنز، نه خود را به دردسر می ا نداختند، نه در گیر قواعد گرفتار می كردند و نه...
خود بخوانید و خود بیندیشید و خود به نتیجه برسید:

سلاح ما
گفتم: «كجا برادر؟»
گفت: «با برادر فلانی كار دارم.»
گفتم: «لطفاً سلاحتون را تحویل بدهید»
گفت: «الله اكبر!»
گفتم: «یعنی چی؟»
گفت: «ما مسلح به الله اكبریم.» بعد هم زیر زیركی خندید.
اشاره:
از مواردی كه برای تشخیص روحیه ی رزمندگان می تواند مورد توجه قرار گیرد، طنزهایی است كه نه از روی بیكاری یا تخصص! بلكه از روی صفای باطن حتی گاهی بی آنكه خود بخواهند طنزی بگویند، خلق شده ا ند و اتفاقاً صفایش هم به همان است. آنها هرگز مانند طنز پردازان برای خلق یك طنز، نه خود را به دردسر می ا نداختند، نه در گیر قواعد گرفتار می كردند و نه...
خود بخوانید و خود بیندیشید و خود به نتیجه برسید:

خوردنش حلال، بردنش حرام
مثل همۀ بسیجیان دو تكه تركش خمپاره برداشته بودم كه یادگار با خودم ببرم منزل . برگ مرخصی ام را گرفتم و آمدم دژبانی . دل و جگر وسایلم را ریخت بیرون ، تركش ها را طوری جاسازی كرده بودم كه به عقل جن هم نمی رسید ولی پیدایش كرد . پرسید : « چند ماه سابقه منطقه داری ؟ » گفتم :« خیلی وقت نیست » گفت : « شما هنوز نمی دانی تركش ، خوردنش حلال است بردنش حرام ؟ » گفتم : « نمی شود جیرۀ خشك حساب كنی و سهم ما را كه حالا نخورده ایم بدهی ببریم ! »
اشاره:
از مواردی كه برای تشخیص روحیه ی رزمندگان می تواند مورد توجه قرار گیرد، طنزهایی است كه نه از روی بیكاری یا تخصص! بلكه از روی صفای باطن حتی گاهی بی آنكه خود بخواهند طنزی بگویند، خلق شده ا ند و اتفاقاً صفایش هم به همان است. آنها هرگز مانند طنز پردازان برای خلق یك طنز، نه خود را به دردسر می ا نداختند، نه در گیر قواعد گرفتار می كردند و نه...
خود بخوانید و خود بیندیشید و خود به نتیجه برسید:

تركش بی سواد !
دكتر رو به مجروح كرد و برای این كه درد او را تسكین بدهد گفت : « پشت لباست نوشته ای ورود هر گونه تیر و تركش ممنوع . اما با این حال، مجروح شده ای » . گفت : « دكتر تركش بی سواد بوده تقصیر من چیه !
اشاره:
از مواردی كه برای تشخیص روحیه ی رزمندگان می تواند مورد توجه قرار گیرد، طنزهایی است كه نه از روی بیكاری یا تخصص! بلكه از روی صفای باطن حتی گاهی بی آنكه خود بخواهند طنزی بگویند، خلق شده ا ند و اتفاقاً صفایش هم به همان است. آنها هرگز مانند طنز پردازان برای خلق یك طنز، نه خود را به دردسر می ا نداختند، نه در گیر قواعد گرفتار می كردند و نه...
خود بخوانید و خود بیندیشید و خود به نتیجه برسید:

آن قدر کوچک بودم که حتی کسی به حرفم نمی خندید. هر چی به بابا ننه ام می گفتم می خواهم به جبهه بروم محل آدم بهم نمی گذاشتند. حتی تو بسیج روستا هم وقتی گفتم قصد رفتن به جبهه را دارم همه به ریش نداشتنم هرهر خندیدند. مثل سریش چسبیدم به پدرم که الّا و بالله باید بروم جبهه. آخر سر کفری شد و فریاد زد: «به بچه که رو بدهی سوارت می شود. آخر تو نیم وجبی می خواهی بروی جبهه چه گلی به سرت بگیری.» دست آخر که دید من مثل کنه به او چسبیده ام رو کرد به طویله مان و فریاد زد: «آهای نورعلی، بیا این را ببر صحرا و تا می خورد کتکش بزن و بعد آن قدر ازش کار بکش تا جانش دربیاید!» قربان خدا بروم که یک برادر غول پیکر بهم داده بود که فقط جان می داد برای کتک زدن. یک بار الاغ مان را چنان زد که بدبخت سه روز صدایش گرفت!
نورعلی حاضر به یراق، دوید طرفم و مرا بست به پالان الاغ و رفتیم صحرا. آن قدر کتکم زد که مثل نرم تنان مجبور شدم مدتی روی زمین بخزم و حرکت کنم. به خاطر این که تو ده، مدرسه راهنمایی نبود. بابام من و برادر کوچکم را که کلاس اول راهنمایی بود، آورد شهر و یک اتاق در خانه فامیل اجاره کرد و برگشت. چند مدتی درس خواندم و دوباره به فکر رفتن به جبهه افتادم. رفتم ستاد اعزام و آن قدر فیلم بازی کردم و سرتق بازی در آوردم تا این که مسئول اعزام جان به لب شد و اسمم را نوشت.
روزی که قرار بود اعزام شویم، صبح زود به برادر کوچکم گفتم: «من میروم حلیم بخرم و زودی برمی گردم.» قابلمه را برداشتم و دم در خانه قابلمه را زمین گذاشتم و یا علی مدد. رفتم که رفتم.
درست سه ماه بعد، از جبهه برگشتم. در حالی که این مدت از ترس حتی یک نامه برای خانواده نفرستاده بودم. سر راه از حلیم فروشی یک کاسه حلیم خریدم و رفتم طرف خانه. در زدم. برادر کوچکم در را باز کرد و وقتی حلیم دید با طعنه گفت: «چه زود حلیم خریدی و برگشتی!» خنده ام گرفت. داداشم سر برگرداند و فریاد زد: «نورعلی بیا که احمد آمده!» با شنیدن اسم نورعلی چنان فرار کردم که کفشم دم در خانه جاماند!



حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از مردم قم، حضور عظیم و تعیین کننده ملت مؤمن، بابصیرت و با غیرت ایران را در راهپیمایی سراسری نهم دی ماه امسال، تجلی دست قدرت خدا و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب خواندند و تأکید کردند: سلطه گران و جریانهای ضد دین که امروز در شرایط غبارآلود فتنه در مقابل نظام و انقلاب شعار می دهند همان کسانی هستند که سالها زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب صف آرایی کرده بودند و مردم نیز با درک همین شاخص و حقیقت، حضور تعیین کننده خود را در حفظ نظام و انقلاب، بار دیگر ثابت کردند.

حضرت آیت
الله خامنه ای با اشاره به ابعاد مختلف حادثه عظیم 19 دی سال 56 در قم
تأکید کردند: قیام 19 دی مردم قم در 32 سال پیش با ویژگیهایی همچون بصیرت،
موقع شناسی، دشمن شناسی، و مجاهدت، مبدأ تحول و ایجاد جریانی عظیم در ملت
ایران شد که همچنان درس آموز و تأثیرگذار است.
ایشان، اراده و مجاهدت
انسانها را زمینه ساز شاخص شدن برخی روزهای تاریخ، از جمله 19 دی 56
دانستند و خاطرنشان کردند: روز 9 دی امسال نیز از جمله روزهایی است که به
واسطه حرکت عظیم و فوق العاده مردم، در تاریخ ماندگار شد.

حضرت آیت
الله خامنه ای با اشاره به شرایط غبارآلود کنونی تأکید کردند: در چنین
شرایطی، این حرکت مردم، اهمیت مضاعفی داشت و روح ولایت، و روح حسین بن علی
(ع) در آن دیده می شود و همانگونه که امام راحل همواره می گفت تجلی دست
قدرت خدا بود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در شرایط فتنه،
کار، دشوارتر و تشخیص سخت تر است، به تبیین فتنه انگیزی جبهه مقابل
امیرمومنان در جنگ صفین پرداختند و افزودند: در آن شرایط سخت و غبارآلود،
جناب عمار یاسر که از یاران خاص و خالص و همیشگی امام علی (ع) بود، به
روشنگری پرداخت تا به افراد متزلزل یادآوری کند که هیچ تفاوتی بین جبهه
مقابله کنندگان با رسول خدا (ص) و دشمنان امیرمؤمنان وجود ندارد جز اینکه
جبهه مقابل حضرت علی (ع) در ظاهر ادعای اسلام و طرفداری از قرآن و پیامبر
را می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: از ابتدای پیروزی
انقلاب اسلامی، و در تمام طول حیات امام خمینی (ره) همواره امریکا،
انگلیس، دیگر قدرتهای استکباری، مرتجعین وابسته به نظام سلطه و منحرفان
داخلی در زیر پرچم مبارزه با امام و انقلاب قرار داشتند، و اکنون هم شرایط
به همین صورت است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: از قبل از انتخابات
ریاست جمهوری تاکنون، امریکا، انگلیس، و رسانه های صهیونیستی در کجا
ایستاده اند؟ جناحهای ضددین همچون توده ای ها، سلطنت طلب ها، و دیگر
مخالفان انقلاب و امام در کجا قرار دارند؟ آیا جز در زیر همان پرچم مقابله
با نظام اسلامی قرار گرفته اند؟ بنابراین صف بندیها هیچ تغییری نکرده، و
این یک علامت و شاخص مهم است.

حضرت آیت الله خامنه ای حماسه بزرگ 9 دی
را نتیجه هوشیاری مردم و درک این شاخص بسیار مهم دانستند و افزودند: اگر
صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر بجا آورده شود، باز هم کم
است.
ایشان بیداری و حضور مردم را عامل اصلی حفظ انقلاب اسلامی و کشور،
و علت وحشت سران استکبار از حمله به ملت ایران دانستند و افزودند: برخلاف
برخی تبلیغات رسانه ای، مشکل اصلی دشمنان این سرزمین، بصیرت ملت و غیرت
دینی جوانان کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: با وجود این
غیرت دینی جوشان، جوانان در مقابل برخی مسائل صبر پیشه می کنند که باید هم
چنین باشد ولی هرگاه که زمان حضور در صحنه باشد، در میدان حاضر هستند.
ایشان،
توجه به ناکامی استکبار در محاسبات جهانی و منطقه ای را در تحلیل صحیح
حوادث ماههای اخیر کشور، ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: بیداری ملت
ایران، محاسبات استکبار را بر هم زده و سلطه گران با هیاهو و جنجال و
توطئه تلاش می کنند فریاد بصیرت و آمادگی این ملت به گوش امت اسلامی نرسد
و موجب بیداری بیشتر ملتها نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای آزردگی وخشم
جوانان عزیز و فرزندان بسیجی ایران را از بی حرمتی عده ای به عاشورای
حسینی و اباعبدالله الحسین (ع)، امری طبیعی دانستند و افزودند: دلهای همه
مردم از این بی حرمتی به درد آمده است اما همه باید مراقب باشیم که با
کارهای بی رویه، به فتنه انگیزی دشمن کمک نکنیم.
ایشان تلاش همه جانبه
دشمنان را برای طراحی فتنه ای پیچیده و یک بازی خطرناک خاطرنشان کردند و
افزودند: در این شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در
وقت خود با قاطعیت عمل کرد تا دشمن در فتنه انگیزی ناکام بماند.
حضرت
آیت الله خامنه ای دستگاههای مسئول را به اِعمال کامل و قاطع مُرّ قانون
در برخورد با حوادث اخیر موظف کردند و در عین حال افزودند: افرادی که
مسئولیت و وظیفه قانونی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند.
رهبر
انقلاب اسلامی با اشاره به دعوت قرآن کریم به رعایت عدالت و اعتدال
افزودند: عده ای دشمنی و خباثت می کنند و عده ای نیز از خباثت کنندگان
حمایت می کنند اما اگر در این قضایا بدون دقت و درک کافی عمل شود ممکن است
بیگناهانی که از این خباثت ها بیزارند لطمه جدی ببینند بنابراین همه باید
از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود.
حضرت
آیت الله خامنه ای حرکت عظیم ملت در نهم دی ماه را، اتمام حجتی برای همه
دانستند و افزودند: مسئولان قوای سه گانه دیدند که ملت چه می خواهد
بنابراین باید وظایف خود را در مقابل مفسدان و اغتشاشگران به خوبی انجام
دهند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با یادآوری وظایف مسئولان و دستگاهها
در مدیریت صحیح و استمرار حرکت رو به جلوی کشور تأکید کردند دشمن درصدد
است با حوادث ماههای اخیر، چرخ پیشرفت اقتصادی و علمی ایران و روند حضور
قدرتمندانه جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی را تخریب کند و مسئولان
باید با انجام مدبرانه و قدرتمندانه وظایف خود در عرصه های اقتصادی –
اجتماعی – علمی – فرهنگی و سیاسی، این هدف را ناکام بگذارند.
ایشان
حضور مردم در صحنه را بزرگترین ثروت و پشتوانه نظام خواندند و با اشاره به
تبلیغات غلط و مغرضانه رسانه های بیگانه درباره حکومتی بودن راهپیمایی
عظیم نهم دی افزودند: آنها با این گونه تبلیغات، ناخواسته به قدرت مردمی
جمهوری اسلامی اعتراف می کنند چرا که هیچ حکومتی در جهان قادر نیست ظرف 2
روز چنین بسیج عظیم ملی را انجام دهد و دهها میلیون نفر را به خیابانها
بکشاند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان با تجلیل دوباره از
بصیرت و آمادگی ملت عزیز ایران افزودند: در پرتو نَفَس گرم امام راحل عظیم
الشأن و فداکاری شهیدان گرانقدر، مردم و حکومت، در این کشور بزرگ یک حقیقت
واحد به شمار می روند و همه مسئولان از جمله اینجانب، فقط قطره های کوچکی
هستیم در اقیانوس عظیم ملت.


منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
عکس ها از: خبرگزاری فارس
اشاره:
از مواردی كه برای تشخیص روحیه ی رزمندگان می تواند مورد توجه قرار گیرد، طنزهایی است كه نه از روی بیكاری یا تخصص! بلكه از روی صفای باطن حتی گاهی بی آنكه خود بخواهند طنزی بگویند، خلق شده ا ند و اتفاقاً صفایش هم به همان است. آنها هرگز مانند طنز پردازان برای خلق یك طنز، نه خود را به دردسر می ا نداختند، نه در گیر قواعد گرفتار می كردند و نه...
خود بخوانید و خود بیندیشید و خود به نتیجه برسید:

یک قناسه چی ایرانی که به زبان عربی مسلط بود اشک عراقی ها را درآورده بود. با سلاح دوربین دار مخصوصش چند ده متری خط عراقی ها کمین کرده بود و شده بود عذاب عراقی ها. چه می کرد؟
بار اول بلند شد و فریاد زد:« ماجد کیه؟» یکی از عراقی ها که اسمش ماجد بود سرش را از پس خاکریز آورد بالا و گفت: «منم!»
ترق!
ماجد کله پا شد و قل خورد آمد پای خاکریز و قبض جناب عزراییل را امضا کرد! دفعه بعد قناسه چی فریاد زد: «یاسر کجایی؟» و یاسر هم به دست بوسی مالک دوزخ شتافت!
چند بار این کار را کرد تا این که به رگ غیرت یکی از عراقی ها به نام جاسم برخورد. فکری کرد و بعد با خوشحالی بشکن زد و سلاح دوربین داری پیدا کرد و پرید رو خاکریز و فریاد زد: «حسین اسم کیه؟» و نشانه رفت. اما چند لحظهای صبر کرد و خبری نشد. با دلخوری از خاکریز سرخورد پایین. یک هو صدایی از سوی قناسه چی ایرانی بلند شد: «کی با حسین کار داشت؟» جاسم با خوشحالی، هول و ولا کنان رفت بالای خاکریز و گفت: «من!»
ترق!
جاسم با یک خال هندی بین دو ابرو خودش را در آن دنیا دید!

فرمانده نيروي زميني ارتش اعلام كرد: به منظور ارتقاء توانمندي هاي رزمي، آموزشي و عملياتي نيروي زميني ارتش، رزمايش گسترده اين نيرو در نيمه دوم بهمن ماه آينده با قدرت و قوت خاصي اجرا خواهد شد.

به نقل از روابط عمومي ارتش جمهوري اسلامي ايران، امير احمدرضا پوردستان فرمانده نيروي زميني ارتش كه صبح روز شنبه 12 دی در جمع كاركنان سازمان عقيدتي سياسي ارتش سخنراني ميكرد، با اعلام اين خبر افزود: در اين رزمايش بزرگ يگانهاي پياده، زرهي، مخابراتي، اطلاعاتي و نيرو مخصوص نيروي زميني ارتش با همكاري يگانهايي از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شركت خواهند كرد و همزمان تمرين پاسگاه فرماندهي با شركت تعدادي از لشگرها و تيپ هاي مستقل برگزار خواهد شد.
فرمانده نيروي زميني ارتش در ادامه سخنانش يكي از ويژگيهاي رزمايش مذكور را شركت نيروهاي احتياط كه خدمت سربازي خود را در سالهاي گذشته انجام داده و ترخيص شدهاند، در قالب يك گردان احتياط ذكر كرد و اظهار داشت: اين رزمايش هم در ارتقاء قابليتها و توانمنديهاي رزمي نيروي زميني و هم در تأمين امنيت منطقه مؤثر خواهد بود و پيام صلح و دوستي جمهوري اسلامي ايران را به كشورهاي منطقه اعلام خواهد كرد. وي همچنين با اعلام اينكه برخي تجهيزات بومي نيروي زميني ارتش از جمله تانك ذوالفقار و نفربر صيادتوسط صنايع دفاع به توليد انبوه خواهد رسيد، افزود: كليه تجهيزات و تسليحات مورد نياز اين نيرو متناسب با تاكتيكها و منطبق با تهديدات جنگهاي ناهمطراز توسط صنايع دفاعي كشورمان توليد و تأمين شده است.
تانک ذوالفقار 1
تانک ذوالفقار 3
امیر سرتیپ پوردستان در ادامه با اشاره به تمركز دشمن در استفاده از تهديدات نرم، نقش
سازمان عقيدتي سياسي ارتش را در ارائه فعاليتهاي اثرگذار فرهنگي بسيار
مهم و كليدي ارزيابي نمود و افزود: در جنگ هاي آينده عامل اصلي در تعيين
سرنوشت جنگ نيروي انساني مؤمن و فرهيخته است نه تجهيزات و ادوات پيشرفته؛
لذا ما امروز از فعاليتهاي فرهنگي و كاركنان با ايمان و انقلابي در سطح
ارتش جمهوري اسلامي ايران پشتيباني و حمايت مي كنيم.
قبل از سخنراني فرمانده نيروي زميني ارتش، حجت الاسلام سيد محمدعلي آل
هاشم، رئيس سازمان عقيدتي سياسي ارتش به ارائه گزارشي از فعاليتها و
اولويتهاي كاري اين سازمان با توجه به تدابير فرماندهي معظم كل قوا پرداخت
و همچنين از حضور امت حزب الله در اعتراض به حرمت شكني روز عاشورا تقدير و
تشكر كرد.
در پايان اين مراسم، امير پوردستان از بخشهاي مختلف حوزه مركزي سازمان
عقيدتي سياسي ارتش بازديد كرد و از نزديك در جريان فعاليتها و توليدات
فرهنگي اين سازمان قرار گرفت.
چهارشنبه نهم دی اتوبوسي كه ما را آورد راهپيمايي، همان اتوبوسي بود كه پدرم را برد جبهه. پلاك اتوبوس ايران 11 نبود. از آن قديميها بود، نه از اين ليزريها.
پلاك اتوبوس«BB-C068028H» بود و پلاك پدرم در جبهه«AK-S022-91H».
من با همين اتوبوس رفتم راهي سرزمين نور شدم و بوسه زدم بر خاك كرخه نور.
امسال عيد باز هم با همين اتوبوس ميخواهم بروم جنوب. من هنوز هم سوار
هوندا 125 پدرم ميشوم. پدرم روي همين موتور، موتور ضدانقلاب را در همين
خيابانهاي تهران پايين آورد. 200 كلاهك هستهاي اسرائيل، حريف هوندا 125
پدر من نشدهاند.
پدر من روي همين موتور به شهادت رسيد ولي اجازه نداد كه آبادان،
عبادان شود و خرمشهر، المحمره؛ زير لاستيك هوندا 125 پدر من هنوز هم دارد
استخوانهاي آمريكا خرد ميشود. امروز هم فتنهگران، از صداي هوندا 125
بابا اكبر بيشتر از هيبت ماشينهاي ضدشورش نيروي انتظامي ميترسند.
چهارشنبه اتوبوسي كه ما را آورد راهپيمايي ضدگلوله نبود. لاستيكش عاج نداشت. تاج و تخت نداشت.
شيشههايش دودي نبود. دندهاش خوب جا نميرفت. فرمانش هيدروليك نبود. سقفش يكي- دو تا سوراخ داشت.
مثل BMW نبود كه سقف متحرك داشته باشد. رانندهاش كت و شلواري نبود. پيراهن مشكياش وصله داشت.
كاپشنش را از تاناكورا خريده بود كه قبلا ادواردو آنيلي آن را پوشيده
بود. برلوسكني كت شلوار ميپوشد. آنجلا ماركل كت دامن، ساركوزي يك
وقتهايي لخت ميگردد و من به كوري چشم France24 اعتراف ميكنم و افتخار
ميكنم كه حكومت به ما سانديس داد و من چون روزه بودم، "ني "اش را نگه
داشتم تا در روضه علياصغر در آن بدمم: "بشنو از ني ".
من نيام را درون سانديس فرو نكردم. فرو كردم در چشم رئيسجمهور
آمريكا و انتقام حرمله را گرفتم. سانديس من آب سيب بود، دادم به رباب تا
طفل 6 ماههاش را سيراب كند.
به كوري چشم ضدانقلاب رئيسجمهور آمريكا با ما نيست. او با ما نيست.
با سران فتنه است. با آن بيسواد كه مردم گفتند: "عامل دست موساد ".
خانم كلينتون! سانديسهاي جمهوري اسلامي الكل ندارد كه 100 دلار آب
بخورد. از شير مادر حلالتر است. 150 تومان است كه مش رجب 10 تايش را
ميفروشد هزار تومان.
سران فتنه، كوكاكولا ميخورند كه گازش، اشكآور است و اشك كودكان
فلسطيني را درميآورد. نتانياهو با سران فتنه است، فتحي شقاقي شهيد با ما.
علي عبدالله صالح با سران فتنه است، سيد حسن نصرالله با ماست. چشم
اسرائيل كور، حكومت به ما تيتاپ هم داد. من روزهام را با همين تيتاپ
باز كردم.
خاك بر سر شما كه به جاي گوشت "بزغاله گوساله "، گوشت خوك را
ميخوريد. دانشمندان ميگويند: گوشت خوك، آدم را خرف ميكند. بنازم انقلاب
اسلامي را كه با سانديس و تيتاپ و هوندا 125 و اتوبوس دهنكجي كرده به
تمام دنياي غرب. آمريكا حريف سانديس ما نميشود. برادر كوچك من سانديس خود
را كه خورد، آن را باد كرد و تركاند جلوي چشم عكس نتانياهو و مردك 2 متري
عقب رفت.
من يك سانديس جمهوري اسلامي را با كل دنياي آمريكا و اسرائيل عوض
نميكنم و من حتي اگر به عشق خوردن فلافل، بروم حاج منصور شرف دارد كه به
عشق بي.بي.سي سر از لندن درآورم. سانديس جمهوري اسلامي شراباً طهوراست.
آب زمزم است. آب زمزم ما، سانديسهاي جمهوري اسلامياند نه چشمهاي كه اختيارش دست سعوديهاي شيعهكش است.
چهارشنبه اتوبوسي كه ما را آورد راهپيمايي، تلويزيون نداشت. نوار
آهنگران گذاشته بود و من در خيابان انقلاب ديدم دختران وطنم وقتي پرچم
انگليس را آتش زدند دودش رفت در چشم آقازاده معروف.
من دختر بنلادن را در سفارت عربستان نديدم، ولي در چهارراه
استانبول، ديدم آقازادهاي را كه فقير نبود اما كاسه گدايي دراز كرده بود
جلوي در سفارت روباه پير. من ادعا نميكنم رهبرم "سيد خراساني " است، اما
در دجال بودن شما شك ندارم.
و البته كه ظهور نزديك است. و امروز صبح يكي به من پيامك داد كه
سران فتنه در رفتهاند، رفتهاند شمال. ويلاي "احسانالله خان " با ماشين
ضدگلوله كه ترمزش ABS دارد و همه چراغ قرمزها را رد ميكند! به
ميرزاكوچكخان زنگ زدم كه حواست به وطنفروشها باشد. ميرزا گفت: «دكتر
حشمت، نبض شيخ را گرفته؛ چهارشنبهاي، مردم را كه ديده تبش بالا رفته آن
يكي هم سانديس بدنش كم شده.
به ميرزا گفتم: اين بار مواظب سرت باش. اينها در سر سوداي وطنفروشي دارند.
وطنفروش، خوانندهاي است كه حنجرهاش را پنجرهاي كرده به سوي غرب. عاليجناب چهچه دود عودت بوي زغال سوخته ميدهد.
براي اين ملتِ قوم طالوت، حضرت داوود بايد نغمه بخواند. هان اي
ابراهيم! تبر بردار ديكتاتورهاي مخملين، از دموكراسي بت ساختهاند. علامت
كوچكتر، بزرگتر سرشان نميشود. معلم كلاس اول من، ياد داده بود كه 24 از
13 بزرگتر است و آراي باطله از راي شيخ معلم ديني من ميگفت 13عدد نحسي
نيست.
نحس، كساني هستند كه به اسم خط امام، راي مردم را دزديدند. نحس كسي است كه آشوبگر عاشورا را هوادار خود ميداند.
سال بعد اول ژانويه، دهم محرم است. محرم كه بيايد، حتي عيد ارمنيها هم عزا ميشود.
آن وقت هواداران آقاي نخستوزير، سوت ميزنند در عاشورا و به افتخار شمر كه سر امام را بريد، كف مرتب ميزنند.
اي عيسي! بابانوئل سرش را در برف كرده و "مروه شربيني " را نميبيند.
امسال مجله تايم، بابانوئل را كرد مرد سال و نوبل را دادند به بابانوئل.
حيف كه عمر سعد هزار و چهارصد سال زود به دنيا آمد والا يونيسف يك تقديري
هم از او كرده بود.
اينجا هم، كساني بودند كه عكسش را شش ستوني كار كنند. ستون دين من
نماز يزيد نيست. آقازاده معاويه مست بود و "انالله و انااليه راجعون " را
نوشت: انا الله و اناعليه الراجعون.
ستون دين من، آن نمازي است كه سيدالشهدا خواند، در ظهر عاشورا و
بهازاي هر كلمه نماز يك تير خورد. والا ابنملجم هم زياد نماز ميخواند،
اما قبلهاش ولايت نبود، قطام بود. در نماز ابيعبدالله، خم ابروي يار در
ياد آمد و در نماز ابنملجم، رژ لب دختر اغيار!
چهارشنبه، اتوبوسي كه ما را آورد راهپيمايي، رانندهاش كمربند نبسته
بود. جريمه شد 20 هزار تومان. 13 هزار تومانش البته به خاطر سيگار بود.
"وينستون " ميكشيد. ريهاش آسيب ميبيند، ولي در عوض محصول
آمريكايي را آتش ميزند. چرا كسي آنهايي را كه بهمن ميكشند، جريمه
نميكند؟!
مگر 22 بهمن را كه محصول امام بود پاره نكردند؟ من كاري با قوه
قضائيه ندارم. دلم براي محافظان سران فتنه ميسوزد كه به جاي حفاظت از
انقلاب مجبورند مراقب جان شيخ باشند. سربسته بگويم اين سختترين كار
دنياست. شيعه علي بودن و محافظت از عثمان تا كه اين پيرهن دوباره شر نشود.
چهارشنبه، اتوبوسي كه ما را آورد راهپيمايي، به رانندهاش مرخصي داده
بودند. به من هم مرخصي دادند. امتحان برادر كوچكم هم در مدرسه لغو شد.
هان اي دشمن! از اين پس قصه همين است. سانديس نظاممان را ميخوريم.
از مرخصياش استفاده ميكنيم. سوار اتوبوس ميشويم و در خيابان عليه شما
شعار ميدهيم و در برابرتان تمام قد ميايستيم. ما همهمان حكومتي هستيم.
من مستأجر نيستم. بمن خانه هم داده اند. خانهام بيت رهبري است.
بيت رهبري خانه فقط "سيدعلي " نيست. كاشانه ما هم هست. ناشيانه حرف
نزنيد. ما به اين آشيانه ساده و صميمي افتخار ميكنيم. تا وقتي حاكم،
«علي» است، راهپيماييهاي ما، همه حكومتي است.
چهارشنبه، اتوبوسي كه ما را آورد راهپيمايي، رانندهاش ميگفت 22
بهمن نوشابه و ساندويچ هم ميدهند. ما 22 بهمن هم ميآييم. براي چنين ملتي
كه جانش بر كف است، جان بايد داد. جمهوري اسلامي به مردمش ميرسد؛ حرفي
هست؟! ما با رهبرمان آنقدر «نداريم» كه هر وقت اراده كنيم، چفيهاش را
ميگيريم؛ حرفي هست؟! آنقدر دوستش داريم كه با يك اشارهاش نشاني خيابان
انقلاب را ميگيريم و ميآييم. سانديس هم ميخوريم؛ حرفي هست؟! سران غرب،
به فكر مردمان خود باشند كه اول سال نو از سرما يخ نزنند. ما اينجا
رابطهمان با رهبرمان گرم گرم است. خاك بر سرت ساركوزي! به ما چه كه مردم
فرانسه ميخواهند سر به تن تو نباشد؟!
نظام ما با سانديس و ني و تيتاب و هوندا 125 همه حيثيت «همه
ابرقدرتهاي ديگر+1+5» را به بازي گرفته. ما تا سانديس داريم بمب هستهاي
ميخواهيم چه كار؟ حالا ديدي كه ما چرا انرژي هستهاي را براي مصارف
صلحآميز ميخواهيم؟! شما هر وقت ني سانديس نظام ما را حريف شديد، آن زمان
حرفي نيست، ما هم ميرويم سراغ نيزه.
راستي! يادم رفت بگويم، براي اين دلنوشته كه تقديمش ميكنم به مولايم خامنهاي، 2 تا سانديس گرفتم، يك تيتاب، حرفي هست؟!.
-------------------------------------------------------
* حسين قدياني، فرزند شهيد اكبر قدياني
-------------------------------------------------------
منبع: فارس نیوز
به نام حي سبحان
بسمالرحیم. سلام بر معاندین مظلوم و منافقین بااخلاص و درود بر محاربین فیسبیلالله، همان نمک به حرامهای خداجو که سنگ یزید را صاف به سینه ملت کوبیدند و آن را انداختند گردن لباسشخصیها. و سلام بر آشوبگران عزادار که در روز عاشورا مغازههای ملت را به آتش کشیدند تا ثابت کنند بعد از یزید، هستند دلسوزانی که راه حرمله و آن پستفطرت را ادامه دهند.
و درود بر نالوطیهایی که به بانکها حمله کردند، بدان امید که اقساط عقبمانده مردم را از جیب خود بپردازند و در این راه مقدس از هیچ جنایتی دریغ نکردند و درود بر حراملقمههایی که خیمه عزاداری را بیهیچ چشمداشتی آتش زدند تا ملت بفهمد که در شام غریبان کربلا، وقتی خیمهها را آتش زدند، چهجوری بود! همواره به اینجانب و آنجانب (شیخ بیسواد) و آن یکی جانب (مزدور اجانب) گفته میشد که چی؟ که اگر شما لالمانی بگیرید و اطلاعیه ندهید، ملت به خیابانها نمیآیند و ما اگر اطلاعیه هم بدهیم باز ملت به خیابانها نمیآیند و نامردها وقتی هم که به خیابان میآیند، خواهان محاکمه ما هستند.
بنده به عنوان یک چیز کوچک از جنس سبز با این نظر موافق نبودم و با نظر دیگری موافق بودم و با خودم همچین میاندیشیدم که ما اگر در چارچوب همین قانون اساسی نتوانیم براندازی کنیم، پس اصلا این زندگی به چه دردی میخورد و این در حالی است که نظام باید سعهصدر خود را بالا ببرد و اسرائیل را به آمریکا، آمریکا را به انگلیس، انگلیس را به معاند، معاند را به بدذات، بدذات را به بزغاله گوساله، بزغاله گوساله را به گوسفند شبیهسازی شده، گوسفند شبیهسازی شده را به اورانیوم غنیشده، اورانیوم غنیشده را به اورانیوم 20درصد، اورانیوم 20درصد را به منیزیم، منیزیم را به عناصر جدول مندلیف، عناصر جدول مندلیف را به عناصر دلسوز و عناصر دلسوز را به عناصر گازسوز تبدیل کند، نه اینکه حالا چون یک عده در روز عاشورا هتکحرمت کردند، اینها را بفرستد زندان، بلکه باید کار فرهنگی کرد و نباید از بلندگوهای رسمی به اینها بگوید بزغاله گوساله، بلکه این کار حتیالمقدور از بلندگوهای غیررسمی صورت بگیرد بهتر است.
چرا که طبق قرآن، کسانی که خر هستند و نمیفهمند، اینها از چارپایان هم بدترند و لامروتها میتوانند با شکلگیری شبکه وسیع اجتماعی که به صورت خودجوش، توسط منافقین سازماندهی میشود خطراتی را متوجه چیز بکنند که خدا از سر تقصیرات این خداجویان فتنهگر نگذرد. مشاهده فیلمهای تکاندهنده عاشورا نشان میدهد که اولا دیدن این فیلمها برای کودکان و کسانی که بیماریهای قلبی دارند درست نیست و ثانیا اگر رسانه ملی یک جو انصاف داشت، برای تلطیف فضا «راز بقا» پخش میکرد نه اینکه این تصاویر را نشان بدهد.
گیرم که کروبی را دستگیر کردید، لااقل شهرام جزایری را آزاد کنید که:
1- شیخ در زندان شهرام را نتیغد.
2- شهرام بتواند برای شیخ وثیقه جور کند، و من فکر میکنم به جای به زندان انداختن کروبی، بهتر است به امور زیربنایی و سختافزاری فکر کرد.
بنده به صراحت میگویم که وقتی سخنران به خرهای الاغي که در عاشورا فتنه کردند، گفت بزغاله گوساله، نباید بخش عظیمی از ملت که در راهپیمایی بودند، میخندیدند و این اصلا درست نیست و سخنران به یک عده گفت، حزبالله و به یک عده گفت، حزبالشیطان. آیا چون آمریکا از ما حمایت میکند، ما آمریکایی هستیم؟!
و این در حالی است که اسرائیل هم از ما حمایت میکند و اتفاقا اسرائیل بیشتر از آمریکا از ما حمایت میکند و این اوج مظلومیت ما را میرساند و نشان میدهد ما آمریکایی نیستیم بلکه ما دلسوزان نظام هستیم و اعتقادی هم به براندازی نداریم و این براندازان هستند که به ما لطف دارند و من اصلا ابایی ندارم که یکی از منافقین مظلوم و بیریایی باشم که بعد از انتخابات بازداشت شدهاند و در این باره البته کروبی، صفای بیشتری نسبت به من و دیگر سران فتنه دارد. ما معتقد به تفسیر BBC از قرآن هستیم که آیه «لفتنهًْ اشد من القتل» را خیلی خوشگل معنا کرد. جنبش سبز مخالف دروغ و موافق خالیبندی است. من علیایحال چند راهکار دارم که در زیر میآید:
1- قبلا گفته بودم انتخابات باید ابطال شود، راستش چهارشنبه ملت را که دیدم، چیز شدم. لذا ما دولت را فعلا قبول داریم اما دولت هم باید ما را قبول داشته باشد و مجلس و قوه قضائیه باید دوتایی بیفتند به جان دولت. ما هم هستیم.
2- باید برای انتخابات یک قانون شفاف تدوین شود که از قبل پیروزی ما را در انتخابات تضمین کند. در این قانون هیچ وقت نباید تعداد آرای باطله از آرای کروبی بیشتر باشد.
3- زندانیان اعم از خفاش شب، پلنگ روز، زرافه دم غروب، بزغاله گوساله، قاتل دوچرخهسوار، منافق، آشوبگر و .... باید آزاد باشند و علاوه بر این نظام باید تضمین بدهد که اگر این ذلیلمردههای خداجو، بازهم دست به ارتکاب جنایت زدند با آنها در نهایت احترام و با رعایت حقوق شهروندی برخورد کند.
4- آزادی مطبوعات توقیف شدهای که به قصد تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب کردند و بستن روزنامههایی که شعارهای ملت در روز چهارشنبه را پوشش دادند.
5- به رسمیت شناختن حقوق منافقین و عناصر فرصتطلب و استفاده از تجربیات محاربین خداجو در اداره کشور و میدان دادن به نااهلان خداجو و نامحرمان عزادار در مدیریتهای میانی.
منبع :عدالت ناگزیر

متن فرمایشات رهبر عظیمالشان انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای (دامت برکاته) در دیدار با دهها هزار نفر از مردم قهرمان دشت آزادگان در مزار شهدای هویزه. ( بیستم اسفند 1375)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم محمد (ص) و علی اله الاطیبین المنتجبین الهده المهدیین المعصومین سیّما بقیّه الله فی الارضین.
خدای بزرگوار را و پروردگار عظیم کریم رحیم را شکر گزاریم که به ما آنقدری فرصت داد و عمر داد که یکی از معجزات بزرگ الهی در تاریخ را به چشم خودمان مشاهده کنیم.
در همین بیابانی که امروز ما جمع شدهایم، یک روزی جمعی از بهترین جوانان و پاکیزه ترین عناصر مؤمن و خالص و صالح ما با غربت به خاک افتادند و شربت شهادت را نوشیدند. آنروز کسی گمان نمیکرد که به این زودی این شهدای عزیز و غریب اینطور جاه و جلال معنوی پیدا کنند و مردم از راههای دور و نزدیک برای زیارتشان بیایند. امروز گنبد و بارگاه و دستگاه معنوی این شهیدان وسیلهای برای توجه به قدرت لایزال پروردگار عالم است.
قدرت خداوند متعال بر همه قدرتهای مادی پیروز است، اراده حضرت حق متعال بر اراده انسانها مسیطر و مسلط است.
آن روز این جوانهای عزیز برای خدا قیام کردند و حرکت کردند. من در آنروزی که این عزیزان به سمت این جایگاه شهادت و فداکاری حرکت میکردند آنها را از نزدیک دیدم، در نزدیکی کرخه نور، شهید عزیز حسین آقای علمالهدی (رضوان الله تعالی علیه) و بقیه جوانانی که همراه او بودند و با دست خالی بدون تجهیزات، اما با دلی سرشار از عشق و ایمان، با قلبی استوار از اتکا و توکل به پروردگار، به این طرف میآمدند. واقعاً انسان یکبار دیگر صحنه صدر اسلام را، صحنه عاشورای حسینی را و کربلا را به چشم خود مشاهده میکرد، وقتی آن جوانها را میدید با عزم راسخ داشتند میآمدند در قلب دریای دشمن.

این بیابان ها را متجاوزان پر کرده بودند. تمام این سرزمین پاک و مظلوم و خونبار در زیر چکمه متجاوزان بود. نیروهای مسلح ما، سازمانهای نظامی ما، همه تلاش خودشان را انجام میدادند، اما این جوانها با دست خالی در راه خدا به جهاد برخاستند.
آنروز شاید عده این جوانها 20 یا 30 نفر بیشتر نبود. 20 تا 30 جوان با دست خالی، اما دل استوار از ایمان و توکل به پروردگار، اما در اینجا چندهزار تانک و نفربر زرهی در این بیابان ها مستقر بودند. این جمع کوچک میآمد برای مقابله آن جمع علیالظاهر بزرگ، با ایمان به خدا، با توکل، همچنانی که حسین ابن علی (ع) با جمع محدود در مقابل دریای دشمن ایستاد. قلبش نلرزید. ارادهاش سست نشد، تردید در او راه پیدا نکرد. این جوانها هم همینطور.
من از شهید علمالهدی در همین جا پرسیدم شما چی دارید؛ از سلاح و تجهیزات که دارید میروید؟
دیدم اینها دل هاشان آنچنان به نور ایمان و توکل به خدا محکم است که از خالی بودن دست خودشان هیچ باکی ندارند، حرکت کردند آمدند، خواستار جهاد در راه خدا و پذیرای شهادت در این راه بودند، چون میدانستند حقاند. شهدای ما در هر نقطه این جبهه عظیم با همین روحیه، با همین ایمان جنگیدند.
عزیزان من، برادران و خواهرانی که در این منطقه دشت آزادگان، در هویزه، در سوسنگرد، در بستان، در مناطق دیگر از عشایر مختلف عرب در اینجا هستید یا کسانی که از نقاط دیگر آمدهاید. این یک درس است، یک درس بزرگ برای امروز ملت ایران و برای همیشه تاریخ. در انقلاب هم ما دست خالی داشتیم اما با دل پرایمان و پرعشق با دستگاه تا دندان مسلح دشمن جنگیدیم و بر او پیروز شدیم، البته مبارزه زحمت دارد. اما حق بر باطل پیروز است. در جنگ تحمیلی هم حق با ما بود اگرچه دشمن متکی بود به آمریکا، به غرب به شرق همه او را از لحاظ مادی کمک میکردند اما از لحاظ معنوی دستش خالی بود. دست ملت ما پر بود، دل او از عشق و ایمان پر بود، پیروز شد.
نشانه پیروزی ملت ما خوزستان است. (فریاد تکبیر مردم) شاهد صادق در پیروزی کامل ملت ما همین مردم سلحشور این منطقهاند، مردم هویزه، سوسنگرد، مردم حمیدیه، مردم بستان، مردم بقیه نقاطی که در اینجا هستند.

بنده خودم دیدم همین جا، من زن و مرد مظلوم اهل هویزه را دیدم که به خاطر فشار دشمن مجبور شده بودند وسائل و اشیاء مختصر خودشان را برداند و از خانه خودشان آواره بشوند، این سختیها در مبارزه هست، اما جوان ها، مردمان مؤمن با ایستادگی خود، با شجاعت خود، زن و مرد، با ایثار و فداکاری خود توانستند دشمن را شکست بدهند،
عزیزان من، عزیزان من، برادران و خواهران، امروز هم همینطور است. امروز هم آمریکا و دستگاه استکباری دنیا میخواهد با جمهوری اسلامی معارضه کند. با اسلامی معارضه کند، اما آمریکا بر باطل است، استکبار بر باطل است، ملت ایران حق است؛ ملت ایران میایستد؛ جمهوری اسلامی میایستد، مبارزه میکند و پیروز میشود (فریاد تکبیر مردم) جوانان مؤمن، زن و مرد مؤمن، دختر و پسر مؤمن و مقاوم، در این منطقه، در همه مرزها و در همه مناطق کشور، بر کید دشمن غالب خواهند شد به اذن الله، بدشمنی دشمنان غالب خواهند شد به اذن الله.
هیچ دشمنی در سطح عالم نمیتواند بر مردمی که حق در دست آنهاست، ایمان در دل آنهاست، قیام میکنند برای خدا و برای خدا کار میکنند. هیچ دشمنی بر اینها نمیتواند غلبه کند، هر که باشد، هرچه باشد.
فردای جمهوری اسلامی از امروز بهتر است امروز از دیروز بهتر است هر روزی که بگذرد ملت ایران و جمهوری اسلامی انشاءالله یک قدم به سمت صلاح و فلاح برمیدارد و این کشور و این ملت به اراده پروردگار همه مشکلات را از سر راه خود بر میدارد، با وحدت کلمه با ایمان کامل انشاءالله.
ملت را کشور را، یک کشور آباد آزاد، مستقل، عزیز، بدون اینکه تحمیل هیچ قدرتی از قدرتها را تحمل کند میسازد، بفضل الله و منه و لطفه انشاءالله.
امیدوارم لطف خداوند متعال شما برادران و خواهران عزیز را مشمول لطف و رحمت خود قرار بدهد و من خیلی خوشحال شدم که شما عزیزان را در این صحرای با برکت و در کنار این مرقد و آرامگاه عزیز و شریف زیارت کردم.
برای من امروز یک روز خاطرهانگیز و فراموش نشدنی است.
«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»
اشاره:
از مواردی كه برای تشخیص روحیه ی رزمندگان می تواند مورد توجه قرار گیرد، طنزهایی است كه نه از روی بیكاری یا تخصص! بلكه از روی صفای باطن حتی گاهی بی آنكه خود بخواهند طنزی بگویند، خلق شده ا ند و اتفاقاً صفایش هم به همان است. آنها هرگز مانند طنز پردازان برای خلق یك طنز، نه خود را به دردسر می ا نداختند، نه در گیر قواعد گرفتار می كردند و نه...
خود بخوانید و خود بیندیشید و خود به نتیجه برسید:

مقر آموزش نظامی بودیم !
ساعت سه نصف شب بود پاسدارا آهسته وآروم اومدند دم در سالن ایستادند . همه بیدار بودیم و از زیر پتوها زیر نظرشون داشتیم .اول، بدون سروصدا یه طناب بستند دم در سالن. می خواستند ما هنگام فرار بریزیم روی هم .
طنابو بستند وخواستند کفشامونو قایم کنند، اما از کفش اثری نبود. کمی گشتند ورفتند کنار هم . در گوش هم پچ پچ می کردند که یکی از اونا نوک کفشای "نوری" رو زیر پتوی بالا سرش دید. آروم دستشو برد طرف کفشا . نوری یه دفعه از جاش پرید بالا . دستشو گرفت، وشروع کرد داد و بیداد : " آهای دزد، آهای ! کفشامو کجامی بری ؟ بچه ها ! کفشامو بردند !"
پاسدار گفت : " هیس !هیس! ، برادر ساکت !، ساکت باش منم " اما نوری جیغ میزد وکمک می خواست . پاسدارا دیدند که کار خیلی خیطه، خواستند با سرعت از سالن خارج بشند ، یادشون رفت که طناب دم دره، گیر کردند به طناب وریختند رو هم. بچه ها هم رو تختا نشسته بودند وقاه قاه می خندیدند .
اشاره:
از مواردی كه برای تشخیص روحیه ی رزمندگان می تواند مورد توجه قرار گیرد، طنزهایی است كه نه از روی بیكاری یا تخصص! بلكه از روی صفای باطن حتی گاهی بی آنكه خود بخواهند طنزی بگویند، خلق شده ا ند و اتفاقاً صفایش هم به همان است. آنها هرگز مانند طنز پردازان برای خلق یك طنز، نه خود را به دردسر می ا نداختند، نه در گیر قواعد گرفتار می كردند و نه...
خود بخوانید و خود بیندیشید و خود به نتیجه برسید:

با یک صلوات در اختیار دشمن!
از خستگی تلو تلو می خوردیم، شوخی نبود، بیش از هفت هشت ساعت راه رفته بودیم. آن هم روی صخره ها و ارتفاعات. موقع برگشتن وقتی که بچه ها نه نای حرف زدن داشتند نه پای رفتن، سر گروهمان گفت: برادر! با یک صلوات در اختیار خودشان. همه خنده شان گرفته بود چون دیگر برای کسی اختیاری و توانی نمانده بود. یکی از بچه ها گفت: برادر! اگر در محاصره دشمن بودیم چه می گفتی؟ و او که در حاضر جوابی کم نمی آورد، پاسخ داد: هیچی، می گفتم برادرا با یک صلوات در اختیار دشمن!
اشاره:
از مواردی كه برای تشخیص روحیه ی رزمندگان می تواند مورد توجه قرار گیرد، طنزهایی است كه نه از روی بیكاری یا تخصص! بلكه از روی صفای باطن حتی گاهی بی آنكه خود بخواهند طنزی بگویند، خلق شده ا ند و اتفاقاً صفایش هم به همان است. آنها هرگز مانند طنز پردازان برای خلق یك طنز، نه خود را به دردسر می ا نداختند، نه در گیر قواعد گرفتار می كردند و نه...
خود بخوانید و خود بیندیشید و خود به نتیجه برسید:

ان الصلوة تنها...
نه اینكه اهل نماز جماعت و مسجد نباشد، بلكه گاهی همینطوری به قول خودش برای خنده، بعضی از بچه های نا آشنا را دست به سر می كرد، ظاهراً یك بار همین كار را با یكی از دوستان طلبه كرد، وقتی صدای اذان بلند شد آن طلبه به او گفت: نم یآیی برویم نماز؟ پاسخ داد " نه ، همین جا می خوانم " آن بنده خدا هم از فضایل نماز جماعت و مسجد برایش گفت. او هم جواب داد خود خدا هم در قرآن گفته :" ان الصلوه تنهاء ..." تنهی، حتی نگفته دوتایی، سه تایی ...
و او که فكر نمی كرد قضیه شوخی باشد یك مكثی كرد و به جای اینكه ترجمه صحیح را به او بگوید، گفت : " تن ها " یعنی چند نفری، نه تنها و یک نفری ! "
و بعد هر دو با خنده برای اقامه نماز به حسینیه رفتند.
اشاره:
از مواردی كه برای تشخیص روحیه ی رزمندگان می تواند مورد توجه قرار گیرد، طنزهایی است كه نه از روی بیكاری یا تخصص! بلكه از روی صفای باطن حتی گاهی بی آنكه خود بخواهند طنزی بگویند، خلق شده ا ند و اتفاقاً صفایش هم به همان است. آنها هرگز مانند طنز پردازان برای خلق یك طنز، نه خود را به دردسر می ا نداختند، نه در گیر قواعد گرفتار می كردند و نه...
خود بخوانید و خود بیندیشید و خود به نتیجه برسید:

سالروز تولد صدام !
زمانی كه در منطقه خرمال بودیم؛ یكی از دوستان از جنوب كادویی برایم فرستاد كه در نوع خود بی نظیربود. چند بسته مجزا از هم كه بسیار دقیق پیچیده شده بود. هر كدام از بسته ها را برداشتیم و بازكردیم. آدم به هوس می ا فتاد ولی تصور می كنید چه چیزی می دیدیم؟
یك بسته پوست پسته اعلاء،
یك بسته پوست تخم هندوانه،
یك كیسه پوست سیب،
یك كیسه پوست خیار قلمی و یك بسته هم پوست هندوانه!
در میان بسته ها كاغذی بود كه روی آن نوشته شده بود: به مناسبت سالروز تولد صدام!
مورچه چیه كه فانوسقه ببنده
از او اصرار و از ما انكار، دست بردار نبود. هرچی می گفتیم یك چیز دیگری جواب می داد. هیچ جوری راضی نمی شد. كمربندش كه دو دور راحت دور كمرش پیچیده بود، پوتین هایش كه بندهای آن را مثل شال گردن دور ساق پاش بسته بود و بلوزی كه جیب هایش توی شلوارش رفته بود و سرشانه هاش افتاده بود روی آرنج، وضع خنده داری را به وجود آورده بود با این حال حریف زبانش نمی شدیم و گفتم: خب حالا كه اصرار داری باشد و فرستادیمش با راننده دنبال غذا كه دیدم نرفته
برگشت. به اخویمان كه با ماشین رفته بود گفتم چی شد؟ لبخندزنان گفت: از خودش بپرس گفتم چی شد، پسر شجاع؟
همان طور كه سرش پایین بود گفت: ندادند بیارم. گفتند، مورچه چیه كه فانوسقه ببنده!
بچه ها از خنده غش كرده بودند. بعد گفت: یعنی چی؟ گفتم: یعنی اینكه شما نمیتوانید غذای بچه ها را بیاورید.
من شهید شده ا م!
سال 1363 در عملیات والفجر 4 شركت كردیم، در منطقه مریوان- پنجوین.
موقع رفتن چشممان افتاد به یك بسیجی مجروح داخل كانال. البته زخمش چندان عمیق نبود. از دست ما هم در آن موقعیت كاری برنمی آ مد. وقت برگشتن از عملیات او را از كانال بیرون آوردیم و با خودمان بردیم. پسر شیرین زبانی بود و می گفت: من شهید شده ام؛ ولی نمی خواهم خانواده ا م بفهمند، چون تك فرزند هستم بی طاقت می شوند.
موشك 12 متری
صدای آژیر قرمز بلند شد؛ ولی هنوز معنی و مفهوم آن را نگفته بود كه موج انفجار همه جا را لرزاند. دیگر این وضعیت برایمان عادی شده بود و دیدن صحنه حادثه نیز تكراری بود كه حالا كجا اصابت كرده و. . . چون در روز چند نوبت این اتفاق می ا فتاد. همانطور كه در شهر می گشتیم به محل حادثه رسیدیم كه طناب، عبور افراد متفرقه را ممنوع كرده بود. فردی كه كنار ما ایستاده بود به یكی از بچه ها گفت: اخوی اینجا چه خبره كه اینقدر شلوغ شده؟ و او با كمال خونسردی گفت: چیز مهمی نیست، دوباره مثل اینكه یك موشك 12 متری توی یك كوچه 2متری افتاده و طبق معمول گیر كرده و مردم دارند كمك می كنند، درش بیاورند.
بنده خدا معطل مانده بود كه چه عكس ا لعملی نشان دهد كه او اضافه كرد: این كه غریب است (موشك) و در این شهر جایی را بلد نیست، آن مردك كه او را راهی كرده باید یا كسی را با آن بفرستد یا اسم و آدرس محل را داخل جیبش بگذارد! تازه بنده خدا فهمید كه دوست ما دارد مزاح می كند،
تبسمی كرد و گفت: داشتیم؟
و دوست ما گفت: نه، خریدیم.
سال نو مبارك!
سال نو بود و نوروز بهانه ا ی برای دید و بازدید و ابراز ارادت و شوخی و خوشمزگی حتی با دشمن! كه در همسایگی ما بود اما نمی شد روز روشن بلند شد و رفت برای مبارك باد گفتن، اینطوری خیلی سبك بود! بچه های پای قبضه خمپاره انداز چاره ی اندیشیدن بودند به این نحو كه روی بدنه گلوله خمپاره قبل از اینكه شلیك كنند مینوشتند سال نو مبارك مزدوران بعثی! تبریكات صمیمی ما را از راه دور بپذیرید! و بعد آن را داخل قبضه می ا نداختند و می فرستادند هوا.
دیگر نمی دانیم به دستشان می رسید یا نمی رسید یا اگر می رسید سواد خواندنش را را داشتند یا نه!
سرش می ر فت نماز شبش نمی رفت. هر ساعتی بر می خواستیم در حال راز و نیاز و سوز و گداز بود. گریه می كرد مثل ابر بهار، با بچه ها صحبت كردیم. باید یه فكر چارها ی می ا فتادیم، راستش حسودیمان می شد. ما نماز صبح را هم زورمان می آ مد بخوانیم آن وقت او نافله به جا میآ ورد. تصمیم مان را عملی كردیم. در فرصتی كه به خواب عمیقی فرو
رفته بود یك پای او را به جعبه مهمات كه پر از ظرف قاشق و چنگال بود گره زدیم. بنده خدا از همه جا بی خبر، نیمه شب
از جایش بر می خیزد كه برود تجدید وضو كند تمام آن وسایل كه به هیچ چیز گیر نبود با اشارها ی فرو می ریزد روی دست و پایش. تا به خود بجنبد از سر و صدای آنها همه سراسیمه از جا برخاستیم و خودمان را زدیم به بی خبری:
-برادر نصف شبی معلوم است چه كار می كنی؟
-دیگری: چرا مردم آزاری می كنی؟
- آن یكی: آخر این چه نمازی است كه می خوانی؟
- و از این حرف ها.
شاگرد دلبند، در حال احتضار بود كه فُضیل بر سر بالین او رسید. و بر سر او نشست و شروع به خواندن قرآن كرد .
فضیل داشت سوره یس را مى خواند، كه یك وقت محتضر چشم گشود و به زبان آمد و گفت: این سوره را مخوان اى استاد.
فُضیل متحیرانه ساكت شد و به او گفت: فرزندم، بگو «لا اله الا اللّه». اما شاگرد فریاد برآورد که: نه! نمى گویم، من از آن بیزارم !
شاگرد در همین فریاد بود که جانش برآمد و از دنیا رفت و کافر مرد. فضیل از مشاهده این حال بسیار درهم و ناراحت شد و بی درنگ از خانهی او بیرون زد و به منزل خویش رفت و مدتها بیرون نمیآمد و همچنان در فكر او بود. تا آنکه شبی او را در خواب دید كه بسوى جهنم مى كشندش.
فُضیل از او پرسید: این چه حالتى بود که از تو سر زد؟ تو برترین شاگردان من بودى، چه شد كه خداوند معرفت را از تو گرفت و با چنین عاقبت بدى مُردى؟
گفت: سه چیز در من بود، که مرا اینطور بدبخت و بیچاره نمود.
اول: نمّامى و سخن چینى پشت سر برادران مؤ منم بود.
دوم: حسادت بود، من نمى توانستم ببینم كسى از من بالاتر است.
سوم: آنكه دچار بیماری و مرضی بودم كه به طبیبى رُجوع نمودم و او نسخه شراب برای من پیچید و گفت هر سال یكقدح شراب بخور و اگر نخورى این بیماری در تو باقى خواهد ماند. پس برحَسب امر آن طبیب، شراب خوردم.
این سه چیز كه در من بود موجب شد عاقبت من بد شود و به آن حال بمیرم.
عزیزی که مهمان این قطعهای، لحظهای چشمانت را برهم بگذار و تصور کن که تو نیز در حال احتضار و جان کندنی!
فُضیل هم کنار تو نشسته و میگوید که بگو «لا اله الا الله» حالا ببین چه چیزی زبانت را بر حلقومت گره زده است و تو را از شهادتین باز میدارد.
تو از همه بهتر خودت را میشناسی. پس سه مورد از چیزهایی که میترسی گریبانت را بگیرد پیدا کن، کار چندان سختی نیست، چون تو از همه بهتر خودت را میشناسی!
حالا چشمانت را بگشا و بگو «بسم الله الرحمن الرحیم» و تصمیم بگیر که گردن خود را از آنها برهانی.
آمريكا نمايش آگهي مقايسه اوباما و احمدي نژاد را نپذيرفت!

پايگاه اينترنتي راشا تودي در مورد اين تبليغات مي افزايد:تبليغات
راشا تودي تصاويري كه زواياي مختلف يك داستان را نمايش ميدهند پهلوي هم
ميگذارد، ما سوالاتي ميپرسيم و ناظران را تشويق ميكنيم كه بيشتر سوال
كنند، تا اين كه بتوانيد با اطلاعات بيشتر، به يك قضاوت عادلانه دست
يابيد، با به چالش كشيدن ديدگاه پذيرفته شده، ما آن بخشي از اخبار را كه
به طور طبيعي قادر به مشاهده آن نيستيد را آشكار ميكنيم و در نهايت، هر
چه بيشتر سوال كنيد بيشتر خواهيد فهميد.
متن تصاوير منتشر شده در فعاليت تبليغاتي اين شبكه كه در آمريكا اجازه تبليغ پيدا نكرد اما در انگليس منتشر شد از اين قرار است:
1- آيا ترس از يك تهديد ناشناخته، بايد از اهميت حضور بزرگترين زرادخانه هستهاي جهان بكاهد؟ كداميك تهديد هستهاي بزرگتري است؟
2- آيا توانايي تحت تاثير قرار دادن اذهان، نيرومندتر از يك نيروي مهلك است؟ كداميك سلاح قدرتمندتري است؟
3-تغييرات جوي: حقيقت علمي يا داستان علمي؟ آيا تغييرات آب و هوايي، يك تهديد واقعي است يا توطئهاي جهاني؟
4-آيا ترور تنها توسط تروريستها تحميل ميشود؟ اگر خشونت عليه
غيرنظاميان يعني تروريسم، پس مردم يك منطقه گرفتار جنگ چگونه نيروهاي
خودي را متمايز ميكنند؟
5-كداميك خطرناكتر است؟ آيا يك حكومت منتخب دموكراتيك بايد از خشونت براي كنترل تظاهرات استفاده نمايد؟

«تلویزیون بیبیسی فارسی»، نامی است كه این روزها ذهن بسیاری از اهالی رسانه را به خود مشغول كرده و مدام از آن می گویند؛ اما بهراستی، این پدیده رسانهای را چگونه می توان تحلیل كرد؟
«تلویزیون بیبیسی فارسی»، نامی است كه این روزها
ذهن بسیاری از اهالی رسانه را به خود مشغول كرده و مدام از آن می گویند؛
اما بهراستی، این پدیده رسانهای را چگونه می توان تحلیل كرد؟
گروهی از سر شوق، آن را تنها رسانه مستقل و حرفهای فارسی زبان می دانند
كه خلا اطلاع رسانی را در این منطقه زبانی پر كرده است. گروهی دیگر نیز آن
را توطئهای می دانند كه باید به نبرد مستقیم با آن پرداخت. اما این
تلویزیون را چه میتوان دانست؟ این یا آن یا هیچیك؟
نگاهی موشكافانه به این شبكه تلویزیونی كه هنوز سال نخست فعالیت خود را
پشت سر نگذاشته، نشان می دهد كه با فراز و فرودهایی مواجه بوده كه قابل
تامل است؛ اما خواسته یا ناخواسته، این شبكه چون سایر بخش های بنگاه
خبرپراكنی انگلیس، بودجه خود را مستقیما از وزارت امور خارجه دریافت می
كند. این شائبهای است كه سال هاست، پیش روی این رسانه قرار دارد و هرگز
نتوانسته پاسخی در خور داشته باشد.
اینجاست كه میتوان گام های بیبیسی را نه در راستای اهداف آزادی
خواهانه و مدرن دانست و همواره نگاهی مشكوك، ما را همراهی می كند. یا
آنجا كه بیبیسی را می توان به صورت رایگان در منطقه فارسی زبان قاره
كهن دید؛ اما شهروندان بریتانیایی كه این شبكه محصول مالیات های آنها
است، باید پول پرداخت كرده و برنامهها را تماشا كنند!

آری، در چنین فضایی است كه به نظر می رسد باید به بازبینی و تعریف از
بیبیسی فارسی پرداخت. در این نقطه است كه جهت گیری های این شبكه كه در
راستای محل دریافتی بودجه آن است، بیش از پیش آشكار می شود. و البته افولی
كه این شبكه، در ایام اخیر داشته است. دلیل این افول چیست؟
غیبت این رسانه در مهم ترین حوزه پوششی اش كه ایران است. این افتراق باعث
شده تا روند تحولات و تحلیل مربوط به آنها، آنگونه كه باید دریافت نشده
و در برخی موارد نیز به انگاره سازی منتهی شود. البته رویكرد این شبكه به
روزنامه نگاری شهروندی را میتوان در راستای ترمیم این خلا دانست كه اگرچه
در اوایل با اقبالی مواجه بود؛ اما اكنون دیگر تب و تاب گذشته را ندارد.
این را هم باید در غیرمستند بودن این مدل ارتباطی، تفسیرهای غیر واقع
براساس این مدل، عدم اقبال ایرانیان به این مدل و... جستوجو كرد.
اینها همه یك طرف، اما بهراستی، بیبیسی آن چیزی هست كه به ما نشان
داده می شود؟ با این میزان اقبال و اثرگذاری؟ به نظر می رسد پاسخ میتواند
منفی باشد. یعنی، در اثرگذاری و دربرگیری این شبكه بزرگ نمایی صورت گرفته
و تلاش شده تا در این راستا، راستی نمایی صورت گیرد؛ در حالیكه چنین
نیست. اتفاقی كه در نظرسنجی كه در شهر تهران، بهعنوان مركز تحولات سیاسی
ایران، صورت گرفته، كاملا مبرهن است. در افكارسنجی كه در اوایل تابستان
سال جاری صورت گرفت، فقط سیوپنج درصد شهروندان تهرانی از تلویزیون های
ماهوارهای (اعم از بیبیسی یا غیر آن) بهعنوان منبع خبری بهره میبرند.
در این بین، فقط چهلوپنج درصد آنها به اخبار ارسالی اعتماد دارند.
هجده درصد نیز اصلا اعتمادی ندارند. اما بازتاب این سئوالات در انتهای ماه
پیش چه بود؟ این بهرهمندی به بیستوپنج درصد كاهش یافته است. اكنون، فقط
سیوپنج درصد تهرانیها اعتماد خود را حفظ كردهاند و هجده درصد سابق هم
همچنان بی اعتماد هستند.
به نظر می رسد پروژه تلویزیون فارسی بیبیسی كه با تبلیغات فراوان آغاز
شد و ادامه نیز یافت، اكنون با چالش های جدی مواجه شده كه تداوم حیاتش را
به مخاطره انداخته است. بهراستی، مدیران این رسانه با چالش های پیش رو
چه خواهند كرد؟

****************************************************************************
با تشکر از: علی احمدی
در 25 مه 1986 (خرداد 1365) یک هیئت آمریکایی مرکب از مک فارلین مشاور سابق امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا، الیور نورث عضو شورای امنیت ملی، جرج کیو مامور سابق سیا در تهران، هوارد تیچر از کارکنان شورای امنیت ملی، آمیرام نیر مامور امنیتی اسراییل به ظاهر برای انجام معاملات اسلحه وارد ایران شدند. طبق اظهار خود اعضا قرار بود در مدت اقامت در تهران، با مقامات عالیرتبه ایران از جمله رئیسجمهور، نخستوزیر و رئیسمجلس ملاقات کرده و مذاکراتی انجام دهند. اما نه تنها در فرودگاه هیچ یک از مقامات به استقبال آنها نیامد، بلکه در طی چهار روز اقامت در تهران هم موفق به دیدار با مسئولین جمهوری اسلامی نشدند.
عمدهترین هدفِ سفر مک فارلین به تهران، تجدید روابط سیاسی با ایران بود....
جرایم پس از انتخابات
گاهی برخی از اعمال افراد اعم از فعل یا ترک فعل جرم است در حالی افراد از عمل مجرمانه خود بی خبرند و اعمال خود را توجیح می کنند.
به دنبال اعتراضات پس از انتخابات هر روز بر تعداد مرتکبین به اغتشاشات که به بهانه انتخابات باعث نا امنی کشور می شوند افزوده می شود و بررسی قوانین کیفری ایران نشان می دهد که قانون گذار مجازات هایی را برای مرتکبان اقدام علیه امنیت ملی تعیین کرده است که در این یادداشت به برخی از آنها اشاره می شود: ....

خانم وندی شلتک: در کتاب دختران به عفاف روی میآورند قائل است که بعضی تبعیضها برای زنان به آنها آزادی میدهد ...؛ به مدت 2:04
(برای دانلود اینجا کلیک کنید!)
j(توضیح: برای دانلود این کلیپ تصویری ، لطفا برروی لینک بالا کلیک کنید و در صفحه ای که باز میشود بر روی گزینه Free Doanload کلیک کنید... تا دانلود آغاز شود)

تاریخچه پرچم ایران

دربارهی نماد شیر و خورشید و قرار گرفتن آن برروی پرچم ایران افسانهسراییهای زیادی صورت گرفته است. برخی این نماد را به هویت ایرانی متصل میکنند و پرچم جمهوری اسلامی را خدشه دار نمودن هویت اصیل ایرانی میدانند. ملیگرایان و ناسیونالیستهای متعصب ایرانی بر اصیل بودن این نماد اصرار میورزند و برخی از آنها که از نظر سیاسی به جبههی ضد انقلاب هم تعلق خاطری دارند، چنان در تقدس بخشیدن به شیر و خورشید و دشمنی با پرچم جمهوری اسلامی افراط میکنند که گویی در این دنیا چیزی اصیلتر از شیر و خورشید وجود ندارد!
قدیمیترین سندی که از وصال شیر و خورشید حکایت میکند مربوط به دوران امپراطوری سلجوقیان است:
« پادشاه ترک سلجوقی به نام غیاثالدین کیخسرو که در آسیای صغیر حکومت میکرد، عاشق دختری گرجی میشود و اصرار میکند که «پیکر او را روی سکههای سیمین بنگارند.» اما چون زدن سکه با پیکر زن، از نظر مسلمین قبیح بود، با راهنمایی و ابتکار ستارهشناسان به گونهای دیگر این آرزو برآورده شد. دستور دادند که شیری بر سکه نگاشته شود و در بالای آن خورشیدی با صورت آن زن قرار گیرد. اگر کسی به این مسئله ایراد میگرفت، توضیح میدادند که طالع پادشاه است و هنگام زاییده شدن، خورشید در برج اسد(شیر) قرار داشت و این نقش یادآور این اتفاق فرخنده است. با این حیله، هم به خواستهی پادشاه عاشقپیشه جامهی عمل پوشاندند و هم از بدگویی مردم جلوگیری کردند.»[1]
برای اولین بار شیر و خورشید در این سکهی سلجوقی به وصال هم رسیدند!
بنابراین، نشان شیر و خورشید را میتوان نتیجهی هوسبازی یک پادشاه سلجوقی (که ریشه در آسیای صغیر دارند) دانست. بعدها سکهزنان، بیآنکه تاریخچه و معنای این نشان را بدانند آن را به کار بردند. به تدریج خورشید روی سکهها پایینتر آمده و به پشت شیر میرسد و نقش زن نیز از چهرهی خورشید پاک میشود. بعد از اشغال ایران توسط مغول، پادشاهان این سلسله، غازانخان و سلطان محمد خدابنده نیز از این نقش بر روی سکههای خود بهره میبردند.
شاهد دیگری که نشان میدهد منظور از شیر و خورشید در آن زمان، یک علامت خاص نبوده و فقط طالع پادشاه را نشان میداده، سکهی شاه طهماسب است که خورشید بر روی برهای نشسته است. زیرا طالع شاه طهماسب در ماه حمل(بره) قرار داشت.
پرچم شاه طهماسب
در زمان قاجار که مراودات ایران و اروپا افزایش یافت، پرچم ایران با نماد شیر و خورشید به صورت رسمی معرفی شد. رسمیت یافتن پرچم در ایران در زمان قاجار یک نیاز بود تا در نامههای رسمی، کشتیها و سفارتخانهها از این پرچم استفاده نمایند و از دیگر کشورها متمایز شوند.
به صورت خلاصه میتوان گفت تا آغاز پادشاهی قاجاریان، شکل شیر و خورشید، یکی از تصاویر و نمادهایی بود که روی سکههای دولتی ایران ضرب میشد. بنابراین باستانی دانستن این نشان و یا مربوط دانستن آن به یک معنا یا پیام خاص، صحیح نیست. پیدایش آن، نتیجهی دلباختگی کیخسرو سلجوقی به همسرش شاهزاده خانم گرجی بوده که هیچکدام از این زوج عاشق را نمیتوان ایرانی - به معنای امروزی آن - دانست. پادشاهان بعدی نیز بدون اینکه معنای آن را فهمیده باشند این نشان را به کار بردهاند و در زمان قاجار، به پرچم رسمی ایران تبدیل شد.[2]
آخرین نشان شیر و خورشید در تاریخ ایران بر پرچم پهلوی نقش بست
2 طراحی نشان الله
پس از انقلاب اسلامی ایران، نشان شیر و خورشید یک نشان طاغوتی و نماد شاهنشاهی تلقی شده و در نتیجه نمیتوانست در دولت انقلابی جایی داشته باشد. بنابراین از گرافیستها و هنرمندان دعوت به عمل آمد تا نشان مخصوص جمهوری اسلامی را طراحی کرده و به دفتر نخستوزیری ارائه نمایند.
ظاهرا اولین نشانی که پذیرفته شد، طرحی بود که «در آن یک مشت گرهکرده به همراه چند ستاره دیده میشد. حتی این طرح را بر روی برخی اسکناسها چاپ کردند»[3]. ولی در نهایت با آن موافقت نشد
سرانجام طرح «دکتر حمید ندیمی» که با الهام از آیات سورهی مبارکهی حدید طراحی شده بود مورد پذیرش قرار گرفت. وی اکنون دانشیار دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی است و دارای مدرک دکترای مهندسی معماری از انگلستان است.
دکتر حمید ندیمی - طراح پرچم جمهوری اسلامی ایران
او در مورد طراحی این نشان میگوید:
«قبل از انقلاب در جلسات دکتر شریعتی شرکت میکردم. ایدهی چنین کاری را در این جلسات و زمانی که تفسیر سوره حدید مطرح بود به دست آوردم. علاقه داشتم برای جهان اسلام یک نشان درست کنم. وقتی حضرت امام(ره) فرمودند که نشان شیر و خورشید باید عوض شود و کشور به نشان جدیدی نیازمند است، به صورت جدی ایدهام را پیگیری کردم و به مرور سیاهمشقهای قبلی پرداختم.
دولت در آن سالها، پس از صحبت امام (ره) مسابقهای عمومی گذاشت که هرکس تمایل دارد طرح و نشان خود را ارسال کند.»[4]
دکتر ندیمی مفهوم و ریشهی طرح خود را به صدر اسلام بازمیگرداند: «هلالهای تعبیهشده در این آرم از نقش مبارکی ریشه میگیرد که حضرت رسول (ص) بارها با شمشیر مبارکشان به عنوان امضا بر روی شنها ترسیم کردهاند.این طرح پنج بخش دارد که نشاندهنده پنج اصل دین است. اصل توحید را در حکم عمود دو ساقة اصلی در میان خود دارد. علاوه بر کلمة الله که در ترکیب اصلی آن دیده میشود، لاالهالاالله نیز در آن مستتر است. تقارنهای این آرم هم نشانة تعادل و توازن است.»

توضیح آرم جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان 21 اردیبهشت 1359
کلمهی الله به صورت کروی طراحی شده تا نشاندهنده پیام جهانی آن باشد.
در19 اردیبهشت 1359 آقای هاشمی رفسنجانی با او تماس میگیرد و میگوید: «آقای ندیمی، طرح شما در شورای انقلاب تصویب شده و حضرت امام هم آن را تنفیذ کردهاند» و به این ترتیب با تصویب نشان جمهوری اسلامی، کار طراحی پرچم جمهوری اسلامی نیز به دکتر ندیمی سپرده میشود. بنابر نص قانون اساسی، پرچم رسمی ایران باید علاوه بر «علامت مخصوص جمهوریاسلامی» دارای «شعار اللهاکبر» نیز باشد.
دکتر ندیمی از شعار بودن اللهاکبر، تکرار را اقتباس میکند و «یازده اللهاکبر در بالا و یازده اللهاکبر» در پایین پرچم جمهوری اسلامی قرار میدهد که مجموعا بیست و دو الله اکبر و یادآور روز پیروزی انقلاب اسلامی با شعار الله اکبر میشود.[5]
کلمه قرمز «الله» منقوش بر پرچم جمهوری اسلامی بیانگر مبداء و منتهای آفرینش است (الی الله المصیر) و هدف و غایت حکومت اسلامی را نشان میدهد.
جزء قائم میانی نشان جمهوری اسلامی، در ترکیب با شکل تشدید که در خط فارسی و عربی نشانه شدت است شمشیر را تداعی میکند و به شکل قائم و ایستاده که خود نماد و قدرت و استحکام و ایستادگی است. این طرح یک برداشت از کلمه «حدید» یا آهن در قرآن است و تقارن طرح الله نیز از همین آیه نشأت میگیرد:
«انزلنا الحدید فیه باس شدید» یک ترکیب کاملا متقارن بیانی همراه با تعادل و توازن.
قالب راست گوشه خط نوشته «الله اکبر» یادی است از کوبندگی این شعار که براستی سلاحی بود پیروز در دست مجاهدان انقلاب اسلامی. خط به کار رفته در نگارش شعارهای الله اکبر، خط بنایی است که در گنبدها و منارههای مساجد اسلامی به کار میرود و اکنون بر بلندای پرچم ایران نشسته است. تکرار این شعار در ترکیب کلی پرچم حاشیههائیست که دو رنگ سرخ و سبز را به رنگ سفید وصل میکند. اگر سفید نشانهای از توحید باشد-که سفید ترکیب و توحید همه رنگهاست- رنگ سرخ پرچم را که نشانه خون و جهاد است به رنگ سبز که میتواند نمادی از آرمانهای والای اسلام باشد پیوند میزند.
و گوئی لاله، لااله الااله در زمین الله اکبر و هم زیر آسمان الله اکبر روئیده است و این پیام شهیدان اسلام است.
به گفتهی حمید ندیمی «این پرچم به امیدِ سپردن به دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف و دولت کریمهی ایشان» طراحی شده است. [6]
پینوشتها:
[1] کسروی، احمد، تاریخچهی شیر و خورشید، صفحه 54
[2] برای مطالعهی بیشتر مراجعه کنید به تاریخچهی شیر و خورشید نگارش احمد کسروی
[3] «داستان این پرچم مقدس.». ماهنامهٔ سپیده دانایی. اسفند ماه ۸۶. قابل دسترسی در
http://www.rasekhoon.net/article/show-22869.aspx
[4] همان
[5] همان
[6]http://www.topiranian.com/maghala/archives/2009/02/post_179.html
ایران و منافقین سرخ و سبز
منافقین سرخ، تنها روزهایی پس از سالگرد خروج مسلحانهشان بر انقلاب ایران و در پی شکست آخرین رشته از اقدامات خشونتبارشان علیه حکومت اسلامی در روزهای پس از انتخابات خرداد 1388،عاقبت با تصرف پادگان اشرف توسط ارتش عراق به پایان رسیدند؛ این پایان البته با آغاز جدیدی از جریان نفاق همراه بود؛ ظهور منافقین سبز.
منافقین سرخ، در ابتدا جوانهای پرشوری بودند که در پی شیوههای مبارزه علیه نظام ستمشاهی و امپریالیسم حامی آن به مارکسیسم گرایش پیدا کردند؛ اما داشتههای اندک آنها از اسلام،درک ناقصشان از مارکسیسم و خوی رادیکالشان،در نهایت به استحاله ایشان در اردوگاه شرق و اسلحه کشیدنشان بر اسلام و انقلاب ختم شد. با این همه، جریان سرخ به درستی جامعه ایران را یک جامعه عمیقاً مذهبی تلقی میکرد که بیاعتنایی یا رویارویی علنی با امر مذهب عاقبتی در آن نداشت؛ چه، با این اشتباه به سرعت از حمایت نهادهای دینی و همراهی تودههای مردم محروم میشدند و عقبههای انسانی و امنیتی و مالیشان از دست میرفت. این، همان تناقض بنیادین منافقین سرخ بود؛ سرخها، نیروهایی ضدمذهبی بودند که در متن یک جامعه مذهبی به مبارزه میپرداختند و داعیهدار آرمانهای این جامعه بودند. راهبرد جریان سرخ برای عبور از این تناقض رویهای منافقانه در 3 لایه بود؛ در لایه اول سرخها به بازتعریف التقاطی اسلام و انقلاب،مبتنی بر قرائتهای ماتریالیستی و مارکسیستی پرداختند، در لایه دوم به حذف چهرههای مخالف این التقاط دست زدند و در لایه سوم تلاش کردند تا ذیل این اسلام و انقلاب منحرف و مارکسیستی، رهبری آرمان و مبارزه تودههای مسلمان را به دست آورند.منافقین سرخ اما همچون دیگر چپهای انقلابی قرن بیستم میلادی،عمدتاً،جوانهایی عملگرا با دلبستگیهایی چریکی بودند؛ اینگونه نه فقط ردههای مرکزیت سرخهای ایرانی، که حتي عمده چهرههای شاخص و جهانی مارکسیسم نیز بیشتر عناصری سخت بودند تا نظریهپردازانی نرم؛ کسانی چون لنین، مائو، جیاپ، چهگوارا و کاسترو.
همین ضعف نظری به سرعت به بنبست منافقین سرخ در لایه اول راهبردشان منتهی شد؛ از این رو سرخها به نحوی زودرس پا در لایه دوم نهادند و موجی از ترور و کشتار را به راه انداختند و در نهایت در لایه سوم نیز توفیقی به دست نیاوردند؛ اشتباه راهبردی منافقین سرخ آن بود که میپنداشتند با دست زدن به عملیات سخت میتوان ضعف و ناکامیهای نرم را جبران کرد. منافقین سبز اما از همان ابتدا از این نقص مبرا بودهاند؛ سبزها به عنوان دنبالههای ایرانی لیبرالیسم آمریکایی تقریباً تمام نظریه و نظریهپردازان غرب مدرن را پشتسر داشتهاند؛ و نیز خلاف سرخها که برای بنای آرمانشهر سوسیالیستی موعود به مبارزه دست میزدند، سبزها وارث ویرانشهر کاپیتالیستی موجودی هستند که تنها باید به آن دل سپرد و به تمتع در آن زیست. مشکل سبزهای ایرانی هم این است که لیبرالیسم آمریکایی که اکنون جهانی شده و همه عالم را در استیلای خود دارد،پشت مرزهای انقلاب اسلامی متوقف مانده است و دست ایشان از تمامیت این بهشت شداد کوتاه است؛ این دورافتادگی از حکومت جهانی نفس اماره برای سبزها ناپذیرفتنی و تحملناپذیر است.
حال، دشواره اول منافقین سبز آن است که به تسلیم کشیدن انقلاب اسلامی در مقابل لیبرالیسم آمریکایی محتاج مبارزه است، و اسلام اگر دین مبارزه باشد، لیبرالیسم مکتب مبارزه نیست. این، مرز فاصل سبزها و سرخها است؛ سرخها برای آرمانشان در مبارزه میزیند و آرمان سبزها زیستنی بیمبارزه است. این روزها، سبزها در برابر مسلمانهایی انقلابی صفآرایی کردهاند که طی نیمقرن مبارزه، مخوفترین نظامهای پادشاهی را برانداختهاند و تمامیت لیبرالیسم آمریکایی را از مرزهای خود اخراج کردهاند و 8سال با تمام دنیای استکبار جنگیدهاند و این روزها یکی از دشمنان قدیمی خود،منافقین سرخ را به تاریخ میسپارند؛ اینگونه مبارزه با نامبارزهایی چون منافقین سبز برای مسلمانهای انقلابی بیشتر یک شوخی و زنگ تفریح است، و تمام بیم و بیعملی سبزها از همین واقعیت است. راهبرد منافقین سبز برای عبور از این دشواره ایستادن در امتداد عمل شیطان بزرگ، آمریکا، و تقسیم کار میان سبزهای ایرانی و دنیای استکبار بوده است؛ دنیایی که خود ایشان آن را دنیای آزاد مینامند. در این تقسیم کار مراتب سخت عمل جریان سبز به سامانههای اطلاعاتی غرب مدرن و ارتشهای ملی و فراملی آن و حتی گروهکهایی چون منافقین سرخ، سلطنتطلبها و سلفیها سپرده میشود و توان سبزهای ایرانی بر عملیات نرم نهاده میشود؛ عملیاتی که بسیار کمتر از عملیات سخت با آرمان زیستن متمتع ایشان در تعارض است.
اگر رقابت منافقین سرخ و مسلمانهای انقلابی آن بود که اسلام دین مبارزه است یا مارکسیسم علم مبارزه، نزاع منافقین سبز و مسلمانهای انقلابی این است که اسلام نسخه حیات انسان است یا لیبرالیسم شیوه زیستن او. با این توصیف، فارغ از اقدامات ایذایی و رسانهای سبزها، بیرون از فضای نرم نباید به انتظار آنها و آماج عملشان نشست؛ سبزها نه هستههای مبارزینی سخت که تودههای عافیتطلب نرمی هستند که در انقطاع از جبهه جهانی استکبار، تنها تهدیدشان آلودن فضای اطراف به شیوه زندگی آمریکایی است. منافقین سبز این روزها، و از سالهایی پیش،در حال عبور از دشواره دوم خویش نیز بودهاند و در این مسیر حمایت تمام غرب مدرن را پشت سر داشتهاند. این دشواره دوم همان تناقض بنیادین منافقین سرخ است؛ سبزها نیروهایی ضدمذهبی هستند که در متن یک جامعه مذهبی میزیند و داعیهدار آرمانهای این جامعه هستند.راهبرد جریان سبز برای عبور از این تناقض رویهای منافقانه در 3 لایه است؛ در لایه اول سبزها به بازتعریف اسلام، انقلاب و امام و شعائر و شعارها و ممشای آنها مبتنی بر قرائتهای اومانیستی و لیبرالیستی میپردازند، در لایه دوم به حذف چهرههای مخالف این التقاط دست میزنند و در لایه سوم تلاش میکنند تا ذیل این اسلام و انقلاب منحرف و آمریکایی، رهبری آرمان و حیات تودههای مسلمان را به دست آورند.
سلام
امروز من هم مثل همه مردم تهران برای تجدید پیمان با ولایت و اظهار انزجار از منافقین "جدید" به میدون انقلاب رفته بودم ...
ماشالله جمعیت !... جا برای راه رفتن هم نبود! توی سرما همین جور از گرمای وجود مردم با غیرت عاشورایی خیس عرق شده بودیم!
خدا وکیلی غیرتی که ایرانی جماعت داره هیچ کس نداره ....

