ایثار
یکی در حرب اُحد بود ؛ گفت: بسیاری از صحابه شهید شدند ؛ آب برداشتم و گردِ تشنگان می گشت تا که را رمقی از حیات باقی است. سه صحابه را مجروح یافتم، از تشنی می نالیدند. چون آب را به نزدیک یکی بردم، گفت: «بدان دیگری ده که از من تشنه تر است.» به نزد دوم بردم، به سیُم اشارت کرد، سیُم نیز به اوّل اشارت کرد. به نزدیک اول آمد، از تشنگی هلاک شده بود ؛ به نزد دوم و سیُم رفتم ؛ نیز جان داده بودند.
معاش اهل مروّت بدین نَسق بوده است
کـه جـانِ خـود بـه مـروّت نـثـار مـی کـردنـد
بـه اتّــفـاق زبـهـر حـیـات یـک دیـگـر
هـلاک خــویــش هـمـه اخــتـیـار مـی کـردنـد
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ فروردین ۱۳۸۹ ساعت توسط (((وحید محمدی)))
|